رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٦٦ - سخنرانى على
باب آنچه از امير مؤمنان ٧ روايت شده است.
[١] بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم از امير مؤمنان وصيّ مرتضى، على بن ابى طالب صلوات الله عليه و آله، روايات مفصّلى در بيان اين معانى رسيده است. با آنكه اگر همه خطبهها و سخنان او را كه فقط در پيرامون يكتاشناسى به ما رسيده، صرف نظر از ديگر موضوعها، گرد آوريم به اندازه تمام اين كتاب خواهد شد، ما اين باب را تنها به نقل يك خطبه او در يكتاشناسى آغاز مىكنيم و سپس، اگر خداى بزرگ بخواهد، به ذكر موضوعهاى ديگر كتاب مىپردازيم. در اين مورد به آنچه پيرامون اين معانى از آن حضرت رسيده و كمتر در دسترس است و خاصّه و عامّه[٢] در انتخاب آن متفقند و همان مقدار كافى است، بسنده مىكنيم.
سخنرانى على ٧ در ناب سازى يكتاشناسى
[٣] (١) همانا سرلوحه پرستش خدا، شناختن اوست. و ريشه شناختش يگانه دانستن اوست. و آيين يگانهپرستى او پيراستن صفتها از اوست.[٤] زيرا خرد گواه است كه هر صفت و موصوفى آفريده است و هر آفريدهاى (خود) گواه آن است كه آفرينندهاى دارد كه نه صفت است و نه موصوف و هر صفت و موصوفى گواه تركيب است و تركيب گواه تازگى (حدوث)، و تازگى گواه امتناع ديرينگى (ازل) است كه خود تازگى آن را ممتنع مىسازد.[٥] پس كسى كه ذاتى (شبيه) براى خدا شناسد خدا را (به درستى) نشناخته است، و هر كه پايانى براى او پندارد وى را يگانه نداشته و هر كه برايش
[١] اين عنوان در نسخههاى كتاب نيامده و ما آن را از خود افزوديم.
[٢] مراد از خاصّه، شيعيان و مراد از عامّه اهل تسنّن هستند.- م.
[٣] خطبه معروف به« اخلاص التوحيد».- م.
[٤] امام ٧ در باره نفى صفات( بر ذات) چنين استدلال مىفرمايد كه به گواهى خرد هر صفتى نياز به موصوفى دارد كه بر آن اطلاق شود و موصوف نيز به صفتى نيازمند است كه بدان قوام يابد و براى كمال خود بدان محتاج است و هر چيز كه براى هستى خود به هستى ديگرى نيازمند باشد« ممكن الوجود» و هيچ يك از آن دو نه به تنهايى و نه به تركيب،« واجب الوجود» نيستند و نياز به علّت سوّمى دارند كه نه موصوف باشد و نه صفت و گر نه همان اشكال پيش مىآيد.
[٥] در پارهاى از نسخهها به جاى« الممتنع من حدثه»[ الممتنع من الحدث- ممتنع از تازگى] آمده است.