رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٦٢ - معانى والا در سخنانى كوتاه از پيامبر
(١) و فرمود ٦: ايمان، گرايش به دل و گفتار به زبان و كردار به اندامها باشد.
(٢) و فرمود ٦: توانگرى به فزونى خواسته (و دارايى) نيست بلكه توانگرى، بىنيازى دل است.
(٣) و فرمود ٦: بد ناكردن، صدقه است.
(٤) و فرمود ٦: چهار چيز است كه هر صاحبدل خردمندى از امّت مرا بايسته است.
عرض شد: اى پيامبر خدا آنها چه هستند؟ فرمود: شنيدن دانش، و به ياد سپردن آن، و گستردن، و به كار بستن آن.
(٥) و فرمود ٦: به راستى پارهاى سخنان، جادو و برخى دانشها، نادانى و برخى گفتارها، بىزبانى است.[١] (٦) و فرمود ٦: سنّت دو روش است: روشى كه به كار بستنش واجب و عمل به آن پس از من، رهيابى و تركش گمراهى است، و روشى كه واجب نيست اما به كار بستنش فضيلت دارد و تركش گناه نيست.
(٧) و فرمود ٦: هر كه به بهاى خشم خدا چيرهدستى را خرسند سازد از دين خدا بيرون است.
(٨) و فرمود ٦: نيكو كار، بهتر از نيكى و بدكار، بدتر از بدى است.[٢] (٩) و فرمود ٦: كسى را كه خداوند از خوارى نافرمانيها به والايى فرمانبردارى برآورد، بىثروت توانگرش ساخته و بىتبارى عزيزش كرده و بىهمدمى آرامشش بخشيده است. و هر كه از خدا بترسد، خدا همه چيز را از او بترساند و آن كه از خدا نترسد خدا از هر چيزش بترساند. و هر كه از خدا به روزى اندك خرسند باشد، خدا از وى به كردارى اندك خرسند است. و هر كه از كسب زندگى حلال شرم نكند، كم خرج و آسوده خاطر باشد و خانوادهاش در آسايش بسر برند. و هر كه به دنيا بىرغبتى ورزد، خداوند حكمت را در دلش استوار سازد و زبانش را بدان گويا دارد و وى را به عيبهاى جهان بينا كند و درد و درمان آن را بدو بياموزد و به ايمنى از دنيا به سراى جاودانش برد.
(١٠) و فرمود ٦: از لغزشهاى گرفتاران درگذريد.
(١١) و فرمود ٦: بىرغبتى به دنيا كوتاه كردن آرزو و سپاسدارى هر نعمت و خود دارى از چيزهايى است كه خدا حرام كرده است.
(١٢) و فرمود ٦: هيچ كار نيكى را براى خود نمايى مكن و انجام هيچ كار نيكى را به سبب شرم وامگذار.
[١] در پارهاى نسخهها به جاى« عيّا»« غيّا- گمراهى» آمده است.
[٢] در نهج البلاغه آمده است:« نيكو كار بهتر از خود نيكى و تبهكار بدتر از خود بدى است.»