رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٦٣ - معانى والا در سخنانى كوتاه از پيامبر
(١) و فرمود ٦: بر امّتم از سه چيز نگرانم: بخلى چيره شده، و هواى نفسى دنبالشونده، و پيشوايى گمراهكننده.[١] (٢) و فرمود ٦: هر كس اندوه بسيار خورد تنش بيمار شود و هر كس بدخويى كند خود را بيازارد و هر كه با مردان در افتد مردانگى و گرانمايگيش بر باد رود.
(٣) و فرمود ٦: هان! بدترين افراد امّت من آنانند كه از بيم گزندشان گرامى داشته مىشوند. هان! هر كس را مردم از بيم گزندش گرامى دارند از من نيست.
(٤) و فرمود ٦: هر كس از افراد امّتم شبى را به روز آرد و همّت جز بر خدا گمارد از خدا نيست و هر كس به كارهاى مؤمنان همّت نبندد از مؤمنان نباشد، و هر كس به دلخواه تن به خوارى سپارد از خاندان ما نيست.[٢] (٥) پيامبر ٦ در تسليت دادن به معاذ بر مرگ پسرش نگاشت: «از محمد، پيامبر خدا به معاذ بن جبل، درود بر تو. من خداى را سپاس گويم كه جز او خدايى نيست. امّا بعد: (٦) به من خبر رسيد كه تو از اين كه پسرت به قضاى الهى در گذشته است بيتابى مىكنى. پسرت هديهاى بود كه خداوند به تو داده و تو را از وجود او بهرهمند ساخته بود تا آنكه سپرده خويش را در موعد مقرّر باز گرفت. به راستى، ما همه از اوييم و به سوى او بازمىگرديم. مبادا بيتابى تو از ثوابت بكاهد، اگر به پاداش مصيبت خود برسى مىفهمى كه مصيبت در برابر آن پاداش بزرگى كه خدا براى آن آماده كرده به ديده اهل تسليم و شكيبايى بسيار كم و كوتاه است. و بدان كه بيتابى مرده را بر نمىگرداند و از تقدير جلوگيرى نمىكند، پس دل آرام دار و وعده مقرّر را بپذير و مبادا بر امرى كه به خود تو و تمامى مردم پيوسته است و در موعد مقرّر به تقدير الهى نازل مىشود افسوس خورى. و السّلام عليك و رحمة اله و بركاته».
(٧) و فرمود ٦: از نشانههاى زمانه واپسين، فزونى قاريان و كمى فقيهان،[٣] بسيارى اميران و كمى امينان و زيادى باران، و كمى گياهان است.
(٨) و فرمود ٦: نياز آن كس را كه خود نمىتواند به من اظهار حاجت كند به من برسانيد زيرا هر كه نياز كسى را كه خود نمىتواند آن را به فرمانروايى اظهار كند بدو برساند، خدا به
[١] در متن اين گونه« اماما ضلالا» آمده كه اگر« ضالّا» باشد« پيشوايى گمراه» مىشود. ولى به قرنيه« شحا مطاعا» و« هوى متبعا» كه در صدر جمله آمده شايد« اماما مضلّا» باشد كه به« پيشوايى گمراهكننده» ترجمه شد.- م.
[٢] حضرت سيّد الشّهداء حسين بن على صلوات الله و سلام عليه در خطبه روز عاشورا هنگامى كه پيشنهاد درخواست امان به وى و يارانش شد از تن سپردن به خوارى امتناع فرمود و گفت:« ... هان! آن پسر خوانده زاده(*) مرا ميان گزينش خوارى و بزرگوارى نهاده است. وه كه خوارى از ما بسى دور باشد. خداوند و پيامبر او و مؤمنان و دامنهاى پاك و پاكيزه( كه ما را پرورده) و گردنهاى افراشته و وجدانهاى سرافراز مانع از آنند كه فرمانبردارى از فرومايگان بر جانبازى كريمان اثر نهد. هان! من با خانواده خود، با وجود كمى عدد و بىيار و ياورى، به پيش مىروم.
[٣] مراد آنكه خوانندگان قرآن بسيارند ولى فهمندگان و عملكنندگان به آن اندك.- م.