رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٥٨ - معانى والا در سخنانى كوتاه از پيامبر
(١) و فرمود ٦: هر كه خرسندى آفريده را به بهاى خشم آفريننده بجويد، خداوند عزّ و جلّ آن آفريده را بر او چيره سازد.
(٢) و فرمود ٦: خداوند از بندگان خويش مردمى را بيافريد كه نياز ديگر مردم را برآورند، ايشان شيفته احسانند و گشاده دستى را بزرگوارى شمارند، و خدا خويهاى نيك را دوست دارد.
(٣) و فرمود ٦: خداوند را بندگانى باشند كه مردم براى رفع نيازمنديهاى خود بدانان پناه برند، آنان همان كسانند كه به روز رستاخيز از عذاب خدا در امانند.
(٤) و فرمود ٦: مؤمن به راستى پرورش يافته خداست، هر گاه خدايش گشايشى دهد او نيز دست گشايد و چون از او باز گيرد وى نيز دست بدارد.
(٥) و فرمود ٦: روزگارى بر مردم فرا رسد كه آدمى اگر دنيايش سالم بماند بر آنچه كه از دينش تلف شود باكى ندارد.
(٦) و فرمود ٦: خداوند دل بندگانش را به دوستى كسى كه بدانها احسان كند و دشمنى كسى كه بديشان بد كند سرشته است.
(٧) و فرمود ٦: هر گاه امتم پانزده رفتار (ناروا) را به كار بندند به بلا دچار آيند. گفتند:
اى پيامبر خدا آنها چه باشند؟ فرمود: هر گاه غنيمت را دست به دست بگردانند[١] (و به آن ثروت اندوزند)، و امانت را به غنيمت شمارند (و در آن تصرف كنند)، و زكاة را خسارت پندارند، و مرد از زن خويش پيروى كند و بر مادرش ناسپاسى كند، و به دوستش نيكى (ولى) به پدرش جفا نمايد، و بانگ آواز (طرب) در مسجدها بلند شود، و مرد را از بيم گزندش گرامى دارند، و پيشواى قوم فرومايهترين آنان باشد، و هر گاه ابريشم پوشند، و مىبنوشند، و كنيزان خواننده نگهدارند، و ساز نوازند، و آيندگان اين امّت پيشينيان خود را نفرين كنند، (امّت) بايد در انتظار اين سه پيش آمد باشد: باد سرخ و دگرگونى پيكر (مسخ) و از هم گسيختگى (جامعه).
(٨) و فرمود ٦: دنيا زندان مؤمن و بهشت كافر است.[٢]
[١] در پارهاى نسخهها به جاى« اذا اخذوا»« اذا اكلوا هر گاه( به باطل) بخورند» آمده است.
[٢] اين حديث از طرق خاصّه و عامّه هر دو روايت شده است. در بحار ج ٣ ص ١٣٤ از حضرت على بن حسين ٧ مروى است كه:« چون كار بر حسين بن على بن ابى طالب ٨ تنگ شد تمام كسانى كه با وى بودند بدو مىنگريستند، ولى بر خلاف ايشان كه هر چه كارزار سختتر مىشد رنگ مىباختند و به دست و پاى مىلرزيدند و دل نگران مىشدند، امام حسين صلوات الله عليه و پارهاى از كسانى كه همگونه وى بودند رنگشان روشنتر و اندامشان آرامتر و دلهايشان مطمئنتر مىگشت. برخى به يك ديگر مىگفتند: بدو بنگريد كه از مرگ باكى ندارد. امام حسين ٧ به ايشان فرمود: اى گرامىزادگان شكيبا باشيد زيرا مرگ جز پلى نيست كه شما را از تنگى و بيچارگى به بهشت ناپيدا كرانه و نعمتهاى جاودانه مىرساند، كدامين يك از شما خوش ندارد كه از زندان به كاخ منتقل شود و حال آنكه دشمنان شما از كاخها يكسره روانه زندان و شكنجهگاه مىشوند. پدرم از پيامبر خدا ٦ روايت كرده كه:« دنيا زندان مؤمن و بهشت كافر است» و مرگ پل اينان به فردوسشان و پل آنان به دوزخشان باشد، و اين سخن دروغ نيست.
سيد بزرگوار فضل اللَّه بن على راوندى معروف به ضياء الدّين راوندى از دانشمندان قرن پنجم كه خدايش رحمت كناد در ضوء الشهاب گويد:« پيامبر خدا ٦ مؤمن را به زندانىاى تشبيه كرده است كه مقيّد به اوامر و نواهى است و در دنيا به تنگى گرفته و دست بسته است و از تازيانه مجازات در بيم و دچار شهوتها و در آزمون بلاهاست، بر خلاف كافر كه بىآزرم است و از شهوتهاى شكم و زير شكم برخوردار و به خوشى و خرّمى و گشاده دلى از آنها بهره مىجويد و ميان آنچه خواهد و شيطانش بدان راه نمايد با خود مانعى نبيند و هيچ مانع و رادعى برابر خويش نيابد، هر چه خواهد كند و هر شهوت كه دلخواهش باشد براند. پس دنيا براى او چون بهشتى است كه در آن پناه گرفته و از نعمتهاى آن بهره گيرد. همچنان جهان براى مؤمن همچون زندانى است كه او را از لذّتها باز مىدارد و از خواستههاى نفسش دور مىسازد. در حديث آمده است كه پيامبر ٦ فاطمه ٣ را فرمود:« اى فاطمه شرنگ تلخ دنيا را به خاطر شيرينى آخرت جرعه جرعه بنوش» و نيز روايت شده است: يهودىاى كه در حالى تباه و روزگارى سياه بود به حسن بن على ٨ كه با جامهاى آراسته بر استرى رهوار سوار بود اعتراض كرده گفت: نياى تو گويد:
« دنيا زندان مؤمن و بهشت كافر است» در حالى كه من اينك در زندانم و تو در بهشت( رفاه و آسايش) بسر مىبرى! آن حضرت ٧ به وى پاسخ داد: اگر مىدانستى كه در آخرت چه بر سرت خواهد آمد و چه عذابى خواهى داشت به يقين در مىيافتى كه با وجود اين زيانمندى كنونى هنوز در اين دنيا در بهشت هستى و اگر بدان چه براى من در آخرت آماده شده است مىنگريستى در مىيافتى كه من در زندان اين جهان به واقع در عذابم» پايان نقل از كتاب بحار الانوار، ج ١٥ ص ١٦٢.