رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٥٣٥
نيكو نشود مگر به دانش و كردار.
(١) به حقيقت به شما مىگويم: به راستى، آب آتش را خاموش مىكند، همچنين بردبارى خشم را خاموش مىكند.
(٢) به حقيقت به شما مىگويم: آب و آتش در يك آوند فراهم نيايند، همچنين فهم و كوردلى در يك دل گرد نيايند.[١] (٣) به حقيقت به شما مىگويم: همانا باران بىابر نباشد، همچنين كردارى در جهت خرسندى پروردگار جز با دلى پاك[٢] ممكن نيايد.
(٤) به حقيقت به شما مىگويم: به راستى، خورشيد[٣] نور بخش همه چيز است و به راستى حكمت نور هر دلى، و تقوى سرآمد هر حكمتى، و حق دروازه هر خيرى، و رحمت خداوند دروازه هر حقى است و كليدهايش دعا و زارى و كردار است. چگونه بىكليد درى گشوده شود؟ (٥) به حقيقت به شما مىگويم: به راستى، مرد دانا درختى نكارد مگر درختى كه آن را بپسندند و بر ماديانش گشنى نكشد مگر اسبى كه آن را بپسندد، همچنين مؤمن دانا كارى نكند جز آن كار كه پروردگارش را خرسند سازد.
(٦) به حقيقت به شما مىگويم: به راستى، زنگ زدايى شمشير را نيكو و آبدار كند، همچنين حكمت زنگ دل را بزدايد و جلا دهد، و در دل حكيم چون آب باشد در زمينى مرده كه دلش را زنده كند بدان گونه كه آب زمين مرده را زنده مىكند و نيز در دل حكيم چون پرتوى در تيرگى است كه مردم به وسيله آن به راه مىروند.
(٧) به حقيقت به شما مىگويم: به راستى، بر دوش كشيدن سنگها از فراز كوهها از آن نكوتر كه بيخردى گفتار تو را بازگويد، همانند آن كس كه سنگ را در آب نهد تا نرم شود و بدان كس ماند كه براى خفتگان گور غذا پزد. خوشا بر آن كس كه فزونگوييش را كه مىترسد مايه دشمنى پروردگارش شود، به بند كشد و جز سخنى كه مىفهمد[٤] نگويد و به گفته كسى فريفته نشود تا كردار آن كس درستى آن را روشن كند. خوشا بر آن كس كه آنچه نمىداند از دانايان فراگيرد و آنچه آموخته به نادانان بياموزد. خوشا بر آن كس كه دانشمندان را براى علمشان بزرگ دارد و ستيزه با آنان را كنار گذارد. و نادانان را براى نادانيشان كوچك شمارد ولى آنها را نراند بلكه به خود نزديكشان كند و آموزش دهد.
[١] در پارهاى نسخهها به جاى« الفقه و العمى»،[ الفقه و الغى- فهم دين و گمراهى] و در پارهاى[ ... و العى- و سركشى] آمده است.
[٢] در پارهاى نسخهها به جاى« بقلب نقىّ»،[ بقلب تقى- به دلى پرهيزگار] آمده است.
[٣] در پارهاى نسخهها به جاى« انّ الشّمس»،[ انّ النّفس- به راستى، جان ... آمده است.
[٤] در پارهاى نسخهها به جاى« الّا يفهم»،[ ... لا يفهمه- سخنى كه آن را نمىفهمد نگويد] آمده است.