رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤٩٧ - پاسخهاى امام نقى(هادى)
(١) (امام) ٧ فرمود: به او (پاسخ) بنويس. گفتم چه بنويسم؟ (امام) ٧ فرمود: بنويس:
بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم. نامه تو، كه خداوند رهيابى را الهامت فرمايد، به من رسيد و مرادت آزمايش و آزردن ما بوده تا در صورتى كه پاسخ ما نارسا باشد راهى براى عيبجويى از ما بيابى. خدا تو را بر نيّتت سزا دهد. ما پرسشهايت را به شرح پاسخ داديم، خوب گوش بده و فهمت را براى (شنيدن) آن هموار كن و بدان دل بده كه حجّت بر تو تمام است، و السّلام.
(٢) پرسيدى:
١. از گفته خداى عزّ و جلّ كه فرمود: «آن كس كه به علم كتاب الهى دانا بود گفت ...» آن كس آصف بن برخيا بود و سليمان ٧ از دانستن آنچه آصف مىدانست عاجز نبود ولى او صلوات اللَّه عليه خواست به امّت خود از جنّ و آدمى بفهماند كه وى حجّت بعد از اوست، و دانش او از نوع همان دانش سليمان ٧ بود كه به فرمان خدا نزد آصف وديعه نهاده و به او فهمانده بود تا در پيشوايى و رهنمايى او اختلافى نباشد. چنان كه به خود سليمان هم در (زمان) زندگى داود ٧ فهمانده شده بود تا نبوّت و پيشوايى او شناسانده شود و حجّت بر خلق مؤكّد و تمام شده باشد.
(٣) ٢. امّا سجده يعقوب ٧ و فرزندانش، براى اطاعت خدا و دوست داشتن يوسف ٧ بود همان گونه كه سجود فرشتگان به آدم ٧ براى آدم ٧ نبود بلكه به راستى آن سجده براى طاعت خدا و ابراز دوستى ايشان به آدم ٧ بود. و سجده يعقوب ٧ و فرزندانش كه يوسف ٧ هم با آنها بود شكرگزارى به درگاه خدا بود كه پراكندگى آنها را به جمعيت تبديل فرموده بود. آيا نمىبينى كه (يوسف) در آن هنگام در شكرگزارى به (درگاه) خداوند مىگفت: رَبِّ قَدْ آتَيْتَنِي مِنَ الْمُلْكِ وَ عَلَّمْتَنِي مِنْ تَأْوِيلِ الْأَحادِيثِ ... الى آخر الآية- پروردگارا به من بهرهاى از فرمانروايى بخشيدى و به من بهرهاى از تعبير خواب آموختى ... تا پايان آيه»[١] (٤) ٣. امّا گفته خدا كه: «اگر در آنچه بر تو فرو فرستاديم شك دارى، از كسانى كه كتاب مىخوانند بپرس ...» مخاطب همان پيامبر خداست ٦ كه البتّه خودش در آنچه بر او فرو فرستاده مىشد شكّى نداشت ولى نادانان مىگفتند: چگونه است كه خدا پيامبرى از فرشتگان
[١] يوسف، ١٠١