رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤٧٧ - رساله امام هادى
فرمايد: وَ لا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَداً- پروردگارت بر كسى ستم نكند»[١] و فرموده: ذلِكَ بِما قَدَّمَتْ يَداكَ وَ أَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ- اين (نتيجه) همان اعمال (زشتى) است كه خود به دست خويش از پيش فرستادى و خدا هرگز بر بندگانش ستمگر نباشد»[٢] و فرموده: إِنَّ اللَّهَ لا يَظْلِمُ النَّاسَ شَيْئاً وَ لكِنَّ النَّاسَ أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ- به راستى خدا هرگز به هيچ كس ستم نمىكند ولى مردم خود در حقّ خويش ستم مىكنند»[٣] با آيات بسيارى كه در اين باره ياد شده است. پس هر كس پندارد كه به نافرمانيها مجبور شده گناه خود را به خدا باز گردانده و او را در مجازات خود ستمكار دانسته و هر كه خدا را ستمكار داند قرآنش را دروغ شمرده و هر كه قرآنش را دروغ شمارد به اجماع امّت مسلمان دچار كفر شده است، (١) و مثلش به كسى ماند كه بندهاى زرخريد دارد كه، هيچ اختياريش نيست و مالك چيزى از كالاى دنيا نيست و مالكش نيز اين را مىداند و با آگاهى از حالش به او فرمان مىدهد كه به بازار رود و چيز مورد نيازى را بياورد و بهاى آن را هم در اختيارش نمىگذارد و حال آنكه مالك مىداند بر اين جنس نگهبانى گماشتهاند كه هيچ كس نمىتواند در آن طمع كند و آن را بدون پرداخت بهاى رضايت بخشى بگيرد و مالك اين بنده هم خود را اهل عدل و انصاف و حكمت دانى و دور از ستم مىخواند، و بنده خود را تهديد كرده كه اگر كالاى مورد نياز را نياورد او را كيفر دهد، با آنكه مىداند نگهبان آن كالا مانع او خواهد شد و مىداند كه بنده بهاى آن را ندارد و خود نيز بهايى به او نداده، چون بنده به بازار رفت كه آن كالا را كه مالكش وى را به دنبال آن فرستاده بياورد ديد كه كسى مانع بردن كالاست و به طريقى جز خريدارى ممكن نيست و بنده هم بهايى ندارد كه بپردازد و نوميد و با دو دست تهى نزد مالكش بر مىگردد و مالكش بدين سبب بر او خشم مىگيرد و او را كيفر مىدهد. آيا، در حالى كه خود مىداند آن بنده مالك چيزى از كالاى دنيا نيست و خود نيز بهاى كالاى مورد نياز را به او نداده، عدل و حكم او ايجاب نمىكند كه وى را كيفر ندهد؟ پس اگر او را مجازات كند به ستمگرى كيفرش داده و به او تعدّى كرده و عدل و حكمت و انصافى را هم كه خود را بدانها متّصف كرده بود ابطال كرده است. و اگر آن بنده را كيفر نكند تهديد خود را نسبت به او دروغين داشته و به دروغ تهديدش كرده و دروغ و ستم هر دو عدل و حكمت را نفى مىكنند. (٢) خداوند به مراتبى بس والا، برتر از آنچه اينان مىگويند قرار دارد. پس هر كه معتقد به جبر يا آنچه به جبر منجرّ مىشود باشد در واقع خدا را ستمگر دانسته و نسبت جور و تجاوز به او داده زيرا (گويد خداوند) بر كسى كه خود به زور وادار به گناهش كرده كيفر را واجب ساخته است. و هر كه پندارد خدا بندگان را مجبور كرده به قياس گفته خود ايجاب كرده كه بايد خدا كيفر را از
[١] الكهف، ٤٩
[٢] الحج، ١٠
[٣] يونس، ٤٤