رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤٦٦ - كوتهسخنانى كه در اين معانى از آن حضرت
(١)
آنچه از امام جواد محمد بن على ٧ روايت شده است
. (٢) بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم چون مأمون تصميم بر آن گرفت كه دختر خويش، ام فضل را به همسرى (امام) ابو جعفر محمد بن على الرّضا ٧ در آورد[١] خاندانش نزد او آمدند و گفتند: اى امير مؤمنان تو را سوگند مىدهيم كارى نكنى كه امرى را كه به كف ماست از دستمان درآرى و جامه عزّت (خلافتى) را كه پوشيدهايم از تنمان بيرون كشى، و تو مىدانى كه ماجراى ميان ما و خاندان على از ديرگاه تا كنون چگونه بوده است. مأمون گفت: خاموش باشيد، به خدا من از هيچ يك از شما در باره كار او چيزى نپذيرم. گفتند اى امير مؤمنان تو دختر و آرام بخش ديدهات را به پسر بچهاى شوهر مىدهى كه هنوز در دين خدا فهمى نيافته و حلالش را از حرامش باز نمىشناسد و واجب را از مستحبّ تميز نمىدهد- (حضرت) ابو جعفر (جواد) ٧ در آن هنگام نه سال داشت[٢]- كاش درنگ مىكردى تا او تربيت شود و قرآن بخواند و حلال و حرام را باز شناسد. مأمون گفت: به راستى كه او از شما فقيهتر و به (شناخت) خدا و پيامبر و سنّت و احكامش داناتر است و كتاب خدا را زا شما بهتر مىخواند و به محكم و متشابه و ناسخ و منسوخ و ظاهر و باطن و خاصّ و عامّ و شأن نزول و تفسيرش آگاهتر از شماست. از او پرسش كنيد و بيازماييد اگر مطلب چنان بود كه شما توصيف كرديد از شما مىپذيرم و اگر چنان بود كه من توصيف كردم دانستهام (و دانسته باشيد) كه اين مرد جانشين و جايگزين شماست. پس نزد او رفتند و به دنبال يحيى بن اكثم[٣] فرستادند كه آن روز قاضى القضاة بود و حاجت خود را از او خواستند و او را با هدايايى به طمع انداختند كه در برابر
[١] اين روايت را على بن ابراهيم، رحمه الله، در التفسير با تفاوتى و مفيد، قدّس سرّه، در الارشاد و ابن شهر آشوب در المناقب و طبرى در الدلائل آوردهاند.
[٢] در التفسير[ عشر سنين او احدى عشرة سنة- ده يا يازده سال] و در الارشاد[ سبع سنين- هفت سال] آمده است.
[٣] يحيى بن اكثم تميمى، قاضى، متكلم، عالم و فقيه عصر خود و يكى از وزيران مأمون بود. در عراقين شغل قضاوت عامّه با او بود و خود به همجنس گرايى شهرت داشت، نكاح منقطع را حرام مىدانست و باعث شد كه مأمون هم آن را حرام بداند. ابن خلكان و مسعودى از او ياد كردهاند و ابن خلّكان در شرح حال او تفصيل داده است كه نقل آن در اينجا مورد نظر ما نيست. هر كه خواهد بدان جا مراجعه كند.