رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤٦١ - كوتهسخنانى كه در اين معانى از آن حضرت
(١) و فرمود ٧: يارى تو به ناتوان از بهترين صدقهها باشد.
(٢) و فرمود ٧: بنده حقيقت ايمان را به كمال نيابد مگر آنكه در او سه خصلت باشد:
درستفهمى در دين، اندازهاى در زندگانى و شكيبايى بر بلاها.
(٣) (امام) ٧ به ابى هاشم داود بن قاسم جعفرى[١] فرمود: اى داود، ما را بر شما به سبب پيامبر خدا ٦ حقى است و شما را بر ما حقى. هر كس حق ما را بشناسد شناختن حقش واجب آيد و هر كه حق ما را نشناسد، او را حقى نباشد.
(٤) روزى حضرتش ٧ به مجلس مأمون درآمد و ذو الرّياستين آنجا بود و در باره شب و روز گفتگو شد كه كداميك پيش از ديگرى آفريده شده است. ذو الرّياستين از (امام) رضا ٧ در اين باره پرسيد. (امام) ٧ به او فرمود: دوست دارى از قرآن پاسخت گويم يا از (علم) حساب خودت[٢]؟ عرض كرد: نخست مىخواهم از روى علم حساب پاسخ گويى (امام) ٧ فرمود: آيا شما نمىگوييد كه طالع دنيا (برج) سرطان است در حالى كه ستارگان همه در برجهاى خود بودند؟ گفت: آرى. فرمود: پس زحل در ميزان، و مشترى در سرطان و مريخ در جدى و زهره در حوت و قمر در ثور و خورشيد در ميان آسمان در برج حمل، و اين نمىشود مگر در روز. عرض كرد: خوب، اينك (پاسخ) از قرآن چيست؟ (امام) ٧ فرمود: گفته خداست كه فرمايد:
لَا الشَّمْسُ يَنْبَغِي لَها أَنْ تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَ لَا اللَّيْلُ سابِقُ النَّهارِ- نه خورشيد را شايد كه به ماه فرا رسد و نه شب بر روز پيشى گيرد»[٣] يعنى روز پيش از شب است.[٤]
[١] ابو هاشم، داود بن قاسم بن اسحاق بن عبد الله بن جعفر بن ابى طالب، موثّقى گرانقدر و بلند پايگاه نزد امامان( ٧) مقامى شريف داشت و به شرف ديدار چند تن از ايشان از جمله امام هشتم تا امام دوازدهم عليهم السّلام نايل شد.
وى نزد آنان منزلتى جليل داشت و همواره خدمتشان مىرفت و از ايشان روايت كرده است و از آن بزرگواران اخبار و رسالهها و رواياتى از جمله دلايل( حضرت) ابى الحسن هادى ٧ را آورده است و گويد: هيچ بار خدمت( حضرت) ابى الحسن و( حضرت) ابى محمد ٨ در نيامدم مگر آنكه راهنمايى و برهانى( در مسايل توحيد و نبوت و امامت) آن بزرگوار ديدم. سيد ابن طاوس گويد:« او از وكلاى ناحيهايست كه شيعه در مورد ايشان اختلاف ندارند» ابو هاشم، عالمى اديب و پارسا و پرهيزگار و عابد بود كه در زمان وى از خاندان ابى طالب چنويى در والايى تبار نبود و نزد سلطان همواره مقدّم بود. در سال ٢٦١ در گذشت، خدايش رحمت كناد. پدرش قاسم بن اسحاق امير يمن، مردى بزرگوار و پسر خاله سرور و مولاى ما( حضرت امام) صادق ٧ بود، زيرا مادرش ام كليمه دختر قاسم بن محمد بن ابى بكر؛ خواهر امّ فروة، مادر سرور ما( حضرت) صادق ٧ بود.
[٢] گفتار امام ٧ به فضل كه فرمود:« يا علم حساب خودت» و از آن روست كه فضل آشنا به نجوم و علم محاسبه كواكب بود.) و اشاره به اين است كه پاسخ بايد مطابق مذهب و روش پرسنده داده شود.
[٣] يس، ٤٠
[٤] طبرسى- رحمه الله- در مجمع البيان هنگام شرح آيه از تفسير عياشى، از اشعب بن حاتم چنين آورده است كه« گفت: من به خراسان بودم، بدان گاه كه( امام) رضا ٧ و فضل بن سهل و مأمون در ايوان حبرى به مرو گرد آمده بودند و سفره گسترده،( امام) رضا ٧ گفت: مردى از اسرائيليان از من پرسيد و گفت: آيا نخست روز آفريده شد يا شب؟ پاسخ شما چيست؟( راوى) گويد: پيرامون اين مطلب گفتگو در گرفت و كسى پاسخى روشن نداشت. آنگاه فضل به( امام) رضا ٧ عرض كرد: خدايت نكو دارد، ما را از پاسخ آن آگاه كن.( امام) فرمود. از قرآن يا از علم حساب( نجوم)؟ فضل عرض كرد: از ديدگاه علم حساب. فرمود: اى فضل مىدانى كه طالع دنيا سرطان است و ستارگان در مواضع شرف خود؟ پس زحل در ميزان و مشترى در سرطان و خورشيد در حمل و قمر در ثور است و اين دلالت برقرار گرفتن خورشيد در حمل مىكند به مرحله دهم در طالع در ميانه آسمان، پس روز پيش از شب آفريده شده است. و در گفته خداى تعالى آمده است:« نه خورشيد را شايد كه به ماه فرا رسد نه شب بر روز پيشى گيرد» يعنى روز پيش از شب است.( طبرسى گويد): مىگويم: چون وجود شب و روز دو امر باز گرفته شده از خورشيد و حركت آن است پس اين دو زاده( و معلول) گردش آنند، و دنبال بودن امرى باز گرفته شده( و انتزاعى از چيزى) از منشأ انتزاع خود از مسائلى است كه شكى در آن نباشد. و به عبارت ديگر چون وجود شب و روز فرع وجود خورشيد است پس چون خورشيد باشد روز است و چون روز باشد( از پس آن) شب آيد. بنا بر اين وجود شب منتزع از روز است. پس نيك توجّه كن.»