رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤٥٥ - توصيف آن حضرت
أَنْزَلَ [اللَّهُ][١] عَلَيْكَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ عَلَّمَكَ ما لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ وَ كانَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ عَظِيماً- ...
و خداوند بر تو كتاب و حكمت نازل كرد (به وحى خويش) به تو چيزى را كه نمىدانستى آموخت و لطف الهى بر تو بسيار است»[٢] و در باره امامان كه از اهل بيت و خانواده و فرزندان اويند فرمود:
أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ- الى قوله- سعيرا- يا مگر به خاطر آنچه خداوند از لطف خويش (به بعضى از) مردمان بخشيده به آنان رشك مىبرند؟- تا آنجا كه فرمايد- ...
دوزخ»[٣] (١) و به راستى چون خداوند بندهاى را براى سرپرستى امور بندگانش برگزيند سينه او را براى اين كار گشاده كند و سرچشمههاى حكمت و دانش را در دلش سپارد و بر زبانش گويايى نهد[٤] كه پس از آن از پاسخگويى (به هيچ مسألهاى) در نماند و جز درست نگويد.[٥] پس چنين كسى موفّق و استوار شده و تأييد گشته است، و از خطا و لغزشها در امان باشد. خدايش بدين كار ويژگى داده تا حجّت او برآفريدگانش و گواه او بر بندگانش باشد.[٦] آيا آنان به چنين كارى يارا دارند تا بتوانند امام را خود انتخاب كنند و انتخابشده آنان به اين صفت باشد؟[٧]
[١] در الكافى و العيون به جاى« و انزل عليك»،[ و انزل اللَّه عليك] آمده است.
[٢] النساء، ١١٣
[٣] النساء، ٥٤ و ٥٥- بقيّه آيه شريفه اين است: ... مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنا آلَ إِبْراهِيمَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ آتَيْناهُمْ مُلْكاً عَظِيماً فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ بِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ صَدَّ عَنْهُ وَ كَفى بِجَهَنَّمَ سَعِيراً- ... پس به خاندان ابراهيم كتاب آسمانى نبوّت دادهايم و به آنان فرمانروايى بزرگى بخشيدهايم آنگاه برخى از آنان به آن ايمان آوردند، و دستهاى از ايشان از آن اعراض كردند و آتش افروخته دوزخ كيفر اينان بس است»( در بيان اهمّيت استدلالى اين آيه بايد توجّه داشت كه اين سوّمين بارى است كه امام ٧ در اين گفتار خود بدان استناد فرموده است.- م.)
[٤] در الكافى و العيون اضافه دارد،[ و الهمه العلم الهاما- و دانش را به نيكى به او الهام كند]
[٥] در الكافى و العيون اضافه دارد،[ و لا يحير عن الصّواب فهو معصوم، مؤيّد، موفّق- و از جاده صواب سرگردان نشود كه او معصوم و مؤيّد و موفّق است]
[٦] در الكافى و العيون اضافه دارد،[ و ذلك فضل الله يؤتيه من يشاء و اللَّه ذو الفضل العظيم- و اين فضل خداست، به هر كه خواهد دهد و خداوند صاحب فضل بزرگ است]
[٧] در الكافى و العيون اضافه دارد،[ فيقدّموه، تعدّوا و بيت اللَّه الحقّ و نبذوا كتاب اللَّه وراء ظهورهم كأنّهم لا يعلمون و في كتاب الله الهدى و الشّفاء فنبذوه و اتّبعوا اهواءهم فذمّهم اللَّه و مقتّهم و انفسهم فقال جلّ و تعالى: وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَواهُ بِغَيْرِ هُدىً مِنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ( القصص ٢٨) و قال: فَتَعْساً لَهُمْ وَ أَضَلَّ أَعْمالَهُمْ( محمد، ٨) و قال: كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ وَ عِنْدَ الَّذِينَ آمَنُوا كَذلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلى كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّارٍ( المؤمن، الغافر، ٣٥)- ... كه او را مقدّم دارند، سوگند به حقّ خانه خدا كه تجاوز كردند و كتاب خدا را ناديده انگاشتند و پشت سر افكندند چنان كه گويى نمىدانند، در صورتى كه در قرآن هدايت و شفاى( جان) است ولى از آن دست كشيدند و از هواى نفس خود پيروى كردند، پس خداوند ايشان را نكوهش كرد و زشت شمرد و بيچاره كرد، پس خداى جلّ و تعالى فرمايد:« كيست گمراهتر از آن كسى كه راه هدايت خدا را رها كرده و از هواى نفس خود پيروى كند، البته خدا قوم ستمكار را هرگز هدايت نخواهد كرد.» و فرمود:« پس نابودى و بيچارگى براى آنان است و خدا اعمالشان را ضايع و باطل سازد» و فرمود:« اين كار نزد خدا و آنان كه ايمان آوردند سخت زشت است و اهل ايمان را به خشم آرد( بلى) اين گونه خدا بر دل هر متكبّر ستمكارى مهر مىزند»]