رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤٤٠ - از سخنان آن حضرت
و فضيلتى است كه هيچ مخالفى آن را انكار نمىكند زيرا فضيلت آشكارى است.[١] [اين هم دوّمى] (١) ٣. و آيه سوّم، هنگامى كه خداوند پاكان را از جمله آفريدگان خود ممتاز و مشخّص كرد و در آيه مباهله[٢] به پيامبرش فرمود و گفت: قل- يا محمّد- تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ، ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبِينَ- بگو- اى محمد- بياييد ما پسرانمان و شما پسرانتان را، ما زنانمان را و شما زنانتان، ما خويشان نزديك خود را بخوانيم، سپس (به درگاه خدا) تضرّع كنيم و بخواهيم كه لعنت خدا بر دروغگويان فرود آيد»[٣] پس پيامبر ٦ على و حسن و حسين و فاطمه عليهم السّلام را برآورد و ايشان را همتاى خود ساخت. آيا مىدانيد معناى گفته او از «خود ما» و خودتان چيست؟ علماء گفتند:
مرادش خودش بوده است. (امام) ابو الحسن ٧ فرمود: غلط گفتيد، به راستى مقصود حضرت (رسول) از آن، على ٧ است، و يكى از دلايلش گفته پيامبر ٦ است، آنگاه كه فرمود: بنو وليعه[٤] بايد دست (از شرارت) بردارند، و گر نه مردى بر سر آنان فرستم كه چون خود من باشد، يعنى على ٧ را مىفرستم.[٥] اين ويژگى ممتازى است كه هيچ كسى بر آن پيشى نگرفته و فضيلتى است كه هيچ بشرى بدان راه نيافته و شرفى است كه هيچ آفريدهاى بدان سبقت نجسته است،[٦] زيرا شخص على ٧ را چون شخص خود قرار داد. پس اين هم سوّمين (مورد) (٢) ٤. امّا چهارم، اين كه همه مردم را از مسجد خود بيرون كرد جز خاندان عترت را و چون مردم در اين باره سخن گفتند و عبّاس (عموى پيامبر) نيز گفت: اى پيامبر خدا، على را در مسجد نهادى و ما را بيرون فرمودى؟ پيامبر خدا ٦ فرمود: نه من او را گذاشتم و نه من همه شما را بيرون كردم؛ بلكه خداوند او را (در مسجد) گذاشت و شما را بيرون فرمود. و اين امر
[١] در العيون[ لانّه فضل بعد الطّهارة تنتطر، فهذه الثانية- زيرا اين پس از طهارت فضلى است كه ملاحظه مىكنى.
اين هم دوّمى] آمده است.
[٢] مباهله يعنى نفرين در حق يك ديگر و دعا و زارى و اصرار به درگاه خداوند براى رسوا كردن دروغگو، و اين رسم عرب بوده( كه همراه با نزديكترين افراد خاندان خود كه شديدترين عاطفه را به هم داشتهاند مباهله مىكردند. و از بيم گزند بر جان اين عزيزان معمولا از دروغ گفتن پروا مىنمودند.- م.)
[٣] آل عمران، ٦١- كلمه« يا محمد» در قرآن نيست و تفسير و توضيحى از ناحيه امام ٧ است.
[٤] بنى وليعة، تيرهاى از قبيله كنده در يمن بودند كه شرارتهايى داشتند.
[٥] در العيون( در توضيح آيه مباهله) آمده است:[ يعنى على بن ابى طالب ٧ و مرادش از پسران، حسن و حسين ٨ و منظور از زنان، فاطمه عليها السّلام بودند]
[٦] در العيون به جاى« لا يتقّدمها احد و فضل لا يختلف فيه بشر و شرف لا يسبقه ...»،[ ... لا يتقدّمهم فيها احد و فضل لا يلحقهم فيه بشر و شرف لا يسبقهم- .... كه در آن احدى بر ايشان پيشى نگرفته و فضلى است كه هيچ بشرى به ايشان نپيوسته و به گرد ايشان نرسيده و شرفى است كه آفريدهاى در آن بر آنان سبقت نيافته] آمده است.