رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤٣٣ - از گفتار آن حضرت
كوچك. پس اينها اصول دين است. و الحمد للَّه ربّ العالمين و صلّى اللَّه على نبيه و آله و سلّم تسليما.
(١)
از گفتار آن حضرت ٧ در يكتاپرستى
عمران صابى در مجلس بزرگى كه مأمون در آن سخنگويان اديانى مخالف اسلام را گرد آورده بود (و امام رضا ٧) همگى را مغلوب فرموده بود، از امام پرسشهايى كرد. اين خبر طولانى و آن مجلس مشهور است، ما به اندازه اقتضاى اين كتاب بخشى از آن را ذكر كرديم.[١] (٢) عمران صابى به او گفت: به من بگو كه ما خدا را به حقيقت الهيش يكتاشناسيم[٢] يا به وصف يكتايش دانيم[٣]؟
(امام) رضا ٧ به او گفت: به راستى، آن پرتو يگانه آغازين[٤]، آن نخستين هستى، يكى است نه انبازى براى اوست و نه چيزى با او[٥]: يكتاست و دوّمينى با او نيست. نه معلوم است و نه مجهول[٦]، نه محكم و نه متشابه و نه ياد شده و نه فراموش گشته[٧] و نه «چيز» است كه نام چيزى از تمامى چيزها[٨] بر او نهاده آيد. آن سرآغاز به خود پايدار است. پرتويست بىنياز از غير خود. نه «از وقتى» بوده و نه «تا وقتى» باشد. نه بر چيزى ايستاده و نه به چيزى پوشانده[٩] و نه
[١] صدوق تمام اين روايت را در كتاب عيون اخبار الرّضا ٧ آورده است و اين از مناظرات و احتجاجات آن حضرت بر صاحبان اديان گوناگون و دارندگان آراء سرگردانكننده چون جاثليق( رهبر كاتوليك)، از سران مسيحيان و رأس الجالوت، از رؤساى يهوديان و هيربد بزرگ، از سران زردشتى و عمران صابى، از رؤساى صابئيان است كه مشتمل بر پرسشهاى آن گروه و پاسخهاى( امام) رضا ٧ است. اين مجلس در حجّت آورى( امام) بر عمران صابى به درازا كشيد تا وقت نماز شد.( امام) رضا ٧ به نماز برخاست و پس از نمازگزارى به مجلس خويش باز آمد و از عمران خواست كه هر چه خواهد بپرسد. عمران به پرسيدن ديگر شبهههاى خود پرداخت و( امام) رضا ٧ پاسخش فرمود و عمران در پايان مجلس اسلام آورد و شهادتين گفت. در اين كتاب پارهاى از شبههها و پاسخ آنها به ايجاز و اختصار آمده است و ما تمامش را با شرح برخى از استادان محقق خود در آخر اين كتاب( مراد متن عربى كتاب است.) آوردهايم( هر كه خواهد به متن عربى كتاب تحف العقول با تصحيح و اعرابگذارى على اكبر غفارى چاپ ١٣٧٦ ق: از صفحه ٥١٦ به بعد مراجعه فرمايد.)
[٢] در العيون به جاى« نوحّده» در هر دو جا[ يوحّد- يكتا شمرده مىشود] و در پارهاى نسخهها در هر دو جا[ يوجد- يافت مىشود] آمده است.
[٣] در العيون به جاى« نوحّده» در هر دو جا[ يوحّد- يكتا شمرده مىشود] و در پارهاى نسخهها در هر دو جا[ يوجد- يافت مىشود] آمده است.
[٤] در العيون به جاى« انّ النّور البديء»،[ انّ الله المبدئ- همانا خداوند آغازگر] آمده است.
[٥] در العيون به جاى« الكون الاوّل واحد لا شريك له و لا شىء معه،[ الكائن الاول لم يزل واحدا لا شىء معه- بوده نخستين همواره يكتا كه چيزى با او نيست] آمده است.
[٦] نزد ما از جهت كنه ذاتش معلوم نيست كه حقيقتش را بشناسيم و نه چنان مجهول است كه وجودش را( به استدلال عقلى) نشناسيم.
[٧] در العيون به جاى« و لا منسا»،[ و لا منسيّا] آمده است.
[٨] در العيون به جاى« من الاشياء كلّها»،[ من الاشياء غيره- از چيزها، غير او] آمده است.
[٩] در العيون به جاى« و لا على شىء قام و لا الى شىء استتر و لا في شىء استكن»،[ و لا بشىء قام و لا الى شىء يقوم و لا الى شىء استند- نه به چيزى بر پا شده و نه به چيزى مىايستد و نه به چيزى تكيه داده ...] آمده است.