رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤١٣ - از گفتار آن حضرت
وَ يَحْيى وَ عِيسى وَ إِلْياسَ كُلٌّ مِنَ الصَّالِحِينَ- و داود و سليمان و ايوب و موسى و هارون را كه از فرزندان او (ابراهيم) بودند (هدايت نموديم) و اين چنين نيكوكاران را پاداش مىدهيم و نيز زكريّا و يحيى و عيسى و الياس را كه همگى از شايستگان بودند.»[١] او را تنها از طريق مادرش به ابراهيم ٧ نسبت داد همان گونه كه داود و سليمان و ايّوب و موسى و هارون عليهم السّلام را از طريق پدران و مادرانشان نسبت داد، براى اينكه فضيلت و پايگاه والاى عيسى ٧ تنها به مادر اوست و اين گفته خدا در داستان مريم عليها السّلام است كه فرمود، إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاكِ وَ طَهَّرَكِ وَ اصْطَفاكِ عَلى نِساءِ الْعالَمِينَ- به راستى خداوند تو را پذيرفته و پاكيزه داشته و بر زنان جهانيان (همزمان خويش) برترى بخشيده است»[٢] به (زادن) مسيح، بىواسطه بشرى. و همچنين پروردگار ما فاطمه عليها السّلام را برگزيد و پاكيزه ساخت و او را بر زنان جهانيان به دادن حسن و حسين، دو سرور جوانان اهل بهشت، مزيّت مرحمت فرمود.
(١) هارون- در حالى كه پريشان شده و از آنچه شنيده بود تبه حال و منقلب گشته بود- گفت:
از كجا مىگوييد: در انسان از سوى پدران يا مادرانشان فسادى باشد اگر خمسى را كه بايد به شايستگانش نرساند؟[٣] (امام) موسى ٧ فرمود: اى امير مؤمنان اين پرسش را هيچ يك از سلاطين جز تو نپرسيده است و تيم وعدى[٤] و بنى اميّه نيز نپرسيدهاند و هيچ يك از پدران من مورد چنين پرسشى قرار نگرفتهاند، پس تو هم كشف و بيان آن را از من مخواه. گفت: اگر به من خبر دهند كه جايى آن را كشف و بيان كردى از امانى كه به تو دادهام باز خواهم گشت. (امام) موسى ٧ فرمود: تو را اين حق باشد.
(٢) (هارون) گفت: به راستى، زندقه در (جهان) اسلام فزونى گرفته و اين زنديقانى كه گزارشهاى ايشان به ما مىرسد همان وابستگان شمايند، زنديق نزد شما اهل بيت كيست؟ (امام) ٧ فرمود: زنديق آن است كه بر خدا و پيامبرش ردّه گويد و هم آنانند كه با خدا و پيامبرش مبارزه كنند.
خداوند فرمايد: لا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ يُوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَوْ كانُوا آباءَهُمْ أَوْ أَبْناءَهُمْ أَوْ إِخْوانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ ... الى آخر الآية- قومى نيابى كه به خداوند و روز بازپسين ايمان داشته باشند و با كسانى كه با خداوند و پيامبر او مخالفت مىورزند، دوستى كنند، و لو آنكه پدرانشان يا فرزندانشان يا برادرانشان يا خاندانشان باشند .... تا پايان آيه»[٥] اينان همان ملحدانند كه
[١] الانعام، ٨٥ و ٨٦
[٢] آل عمران، ٤٢
[٣] يعنى اگر كسى مال خود را به پنج بخش نكند و يك پنجم مالش را كه« خمس» است به شايستگان آن ندهد از جانب پدر يا مادر در نطفه او خللى باشد.( و به گفته فردوسى،« پژوهنده را راز با مادر است».- م.)
[٤] مراد از تيم وعدى، ابو بكر و عثمان هستند كه نخستين از قبيله تيم و ديگرى از عدىّ بود.- م.
[٥] المجادلة، ٢٢