رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٣٤٩ - نامه آن حضرت
اگر مىخواهيد مهاجران را از خانهها و داراييهاى خودتان بيرون كنيد، و من اين اموال را فقط ميان آنها تقسيم مىكنم، و اگر مىخواهيد اموال و خانههايتان را كه در اختيار آنها گذاشتهايد همچنان به ايشان واگذاريد و من اين غنيمت را بين شما با ايشان قسمت مىكنم. انصار گفتند: آن مال را فقط بين ايشان تقسيم كن و خانهها و اموال ما نيز همچنان در اختيار آنان بماند. پس خداى تبارك و تعالى اين آيه را فرستاد: ما أَفاءَ اللَّهُ عَلى رَسُولِهِ مِنْهُمْ- يعنى يهود قريظة- فَما أَوْجَفْتُمْ عَلَيْهِ مِنْ خَيْلٍ وَ لا رِكابٍ.- آنچه را خدا از مال آنها- يعنى يهوديان بنى قريظه- به رسم غنيمت به پيامبر خود داد (متعلّق به رسول است) كه شما (سپاهيان اسلام) بر آن هيچ اسب و اشترى نتاختيد (و آزار كارزار نكشيديد)[١]» چه بنى قريظه در مدينه نزديكتر از آن بودند كه نيازى به لشكركشى و تاخت و تاز بر سر آنان باشد. سپس خداوند فرمود: لِلْفُقَراءِ الْمُهاجِرِينَ الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيارِهِمْ وَ أَمْوالِهِمْ يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَ رِضْواناً وَ يَنْصُرُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ أُولئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ- خاصّ فقيران مهاجران است كه از خانه و كاشانههايشان و ملك و اموالشان به ديار غربت رانده شدند، و در طلب بخشش و خشنودى خداوندند و (دين) خداوند و پيامبر او را يارى مىدهند؛ اينان به حقيقت راستگويانند».[٢] (١) پس خداوند اين اموال را به ويژه براى كسى مقرر داشت كه از قريش همراه پيامبر ٦ مهاجرت كرده و راست گفته بود. و ديگر مهاجران عرب و همراهان پيامبر ٦ را نيز از اين شمار بيرون كرده زيرا (در همان آيه) مىفرمايد: الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيارِهِمْ وَ أَمْوالِهِمْ- كسانى كه از خانههاى خود بيرون رانده شدند و دستشان از اموالشان كوتاه گرديد» زيرا قريشيان (مكّه) خانه و اموال مسلمانانى را كه از آن شهر مهاجرت مىكردند مىگرفتند و ديگر اعراب با مهاجران چنان رفتارى نداشتند. (٢) سپس مهاجرانى را كه خمس (پنج يك) بر ايشان مقرر داشت ستود و با «راستگو» خواندن آنها، ايشان را از نفاق و دورويى تبرئه فرمود، آنجا كه گويد: أُولئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ- آنان، همان راستگويانند» نه دروغگويان. آنگاه انصار را ستود و نكوكارى و محبّت آنان را نسبت به مهاجران ياد كرد و مقدّم داشتن ايشان را بر خويشتن و اينكه در دل خود هم درخواستى در اين باره نداشتند و از آنچه به آنها يعنى به مهاجران داده شده بود و به ايشان نصيبى نرسيده بود تنگدل نبودند، همه را ياد فرمود و به خوبى ايشان را ستود و فرمود:
وَ الَّذِينَ تَبَوَّؤُا الدَّارَ وَ الْإِيمانَ مِنْ قَبْلِهِمْ يُحِبُّونَ مَنْ هاجَرَ إِلَيْهِمْ وَ لا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمْ حاجَةً مِمَّا أُوتُوا وَ يُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ وَ مَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ- و كسانى كه پيش از آنان در سراى اسلام (مدينه) جاى گرفتند و ايمان را پذيرفتند، و كسانى را كه به سوى آنان هجرت كردهاند، دوست مىدارند و نسبت به آنچه به ايشان داده شده است در دل
[١] الحشر، ٦
[٢] الحشر، ٨