رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٣٤٧ - نامه آن حضرت
پيامبر ٦ روى از آنان برگردانيد، و خداى عزّ و جلّ اين آيه را فرو فرستاد: يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْأَنْفالِ- از تو (حكم) انفال[١] را پرسند[٢]» و انفال نامى فراگير بود براى آنچه آن روز بدست آورده بودند، مانند گفته خدا: ما أَفاءَ[٣] اللَّهُ عَلى رَسُولِهِ*- آنچه خدا (به صورت فىء) از اموال اهل آباديها عايد پيامبرش گرداند»[٤] و نيز: و أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ- و هر چه از غنيمت كه به دست آوريد».[٥] سپس فرمود: قُلِ الْأَنْفالُ لِلَّهِ وَ الرَّسُولِ- بگو كه «حكم تقسيم انفال» مختص به خدا و رسول (او) است».[٦] خداوند آن را از دست ايشان بيرون كشيد و آن را براى خود و پيامبرش قرار داد، سپس فرمود: فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَصْلِحُوا ذاتَ بَيْنِكُمْ وَ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ- پس از خدا بپرهيزيد و (در اين گونه امور از خلاف و نزاع و تفرقه دورى كنيد) بلكه اگر اهل ايمانيد، به صلح و مسالمت بين خودتان بپردازيد و خدا و رسولش را اطاعت كنيد».[٧] (١) پس چون پيامبر خدا ٦ پاى به مدينه نهاد خداوند اين آيه را نازل فرمود: وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَ ما أَنْزَلْنا عَلى عَبْدِنا يَوْمَ الْفُرْقانِ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ- و بدانيد كه هر چه به شما غنيمت رسد، پنج يك آن خاصّ خدا و رسول و خويشان او و يتيمان و بيچارگان و در راه سفر ماندگان است، اگر به خدا و به آنچه بر بنده خود (محمد ٦) در روز فرقان، روزى كه دو سپاه (اسلام و كفر در جنگ بدر) روبرو شدند فرو فرستاديم ايمان آوردهايد».[٨] امّا اين كه فرمود: «از آن خداست» چنان است كه كسى مىگويد: «اين از آن خداست و براى توست» كه سهم ويژهاى براى خدا از آن كنار گذاشته نمىشود.
(٢) پس پيامبر خدا ٦ غنيمتى را كه به دست آورده بود به پنج بخش تقسيم كرد و سهم خدا را براى خود برداشت تا نامش را بدان زنده نگهدارد و پس از خود به ارث گذارد، و سهمى
[١] انفال، جمع نفل، در لغت به معنى زياده از مطلوب و بيش از حدّ وظيفه مقرّر باشد و« نافله» نيز به همين معنى است.« انفال» آن چيزهايى است كه خداوند( علاوه بر درآمدهاى حاصل از معاملات) از راههاى حلال نصيب امّت اسلام ساخته و در اصطلاح انفال به معنى غنيمت جنگى است.( اصطلاحا انفال عبارت است از غنيمتهايى كه بدون پيكار از دشمنان به دست مسلمانان افتد و نيز زمينهاى خراب بىمالك و معادن و بيشهها و فراز كوه و كف رودها و ارث كسى كه وارث ندارد و تيول شاهان و هر چه بىرنج و كار مردم حاصل شود.)
[٢] الانفال، ١
[٣] لفظ« فيء» نيز« غنيمت و سايه» است و اصل آن به معنى« رجوع» باشد و در معنى غنيمت و سايه نيز مفهوم بازگشت وجود دارد. و گفتهاند: مالى كه از كافران گرفته مىشود به دو گونه است، يا بدون جنگ و كشتار و درگيرى نظامى و تاختن مركب( لشكر كشى) به دست مىآيد يا با بكار بردن اينها. نوع اول را« فيء» و نوع دوّم را« غنيمت» گويند.
[٤] الحشر، ٧
[٥] الانفال، صدر آيه ٤١، عبارت آيه چنين است: وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ ... تا پايان آيه»
[٦] الانفال، ١
[٧] الانفال، ١
[٨] الانفال، ٤١