رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٣٢٦ - از سخنان حضرتش
(١) دور انديشى در سه چيز است: خدمتگزارى به توانمند،[١] فرمانبردارى از پدر و فروتنى در برابر سرور.
(٢) انس (و آرامش) در سه چيز است: در زن سازگار، فرزند خوشرفتار و دوست با صفاى وفادار.
(٣) هر كه را سه چيز روزى دهند به سه چيز ديگر رسد كه بزرگترين توانگريست: قناعت بدان چه دهند، نوميدى و دل بركندن از آنچه در دست مردم است و ترك افزونطلبى.
(٤) راد جز به سه چيز راد نباشد: مالش را در حال توانگرى و درويشى به سخاوت ببخشد، آن را به مستحق بپردازد و بداند سپاسى كه در برابر آن دريافت مىكند[٢] بيش از آن است كه پرداخته است.
(٥) سه چيز است كه مرد را در آنها عذرى نباشد:[٣] مشورت با خير خواه، مداراى با حسود و دوستيابى از ميان مردم.
(٦) خردمند تا در سه چيز كمال نيابد خردمند شمرده نشود: از جانب خود حق ديگران را در حال خرسندى و خشم به انصاف بدهد، بر مردم آن پسندد كه بر خود مىپسندد و هنگام لغزش بردبارى بكار برد.
(٧) نعمتها جز پس از سه چيز[٤] ادامه نيابد: شناخت آنچه خداى سبحان را در آن نعمتها شايد، سپاسگزارى بر آنها و كوشش و رنج در (كسب و جلب) آنها.[٥] (٨) سه چيزند كه هر كه گرفتار يكى از آنها شد آرزوى مرگ كند: فقرى پياپى و مستمرّ، محروميّتى رسواكننده و دشمنى چيره.
(٩) هر كه به سه چيز دل نبندد به سه چيز گرفتار آيد: هر كه به سازگارى دل نبندد به بىياورى گرفتار شود و هر كه به خوبى ميل نكند به پشيمانى دچار شود و هر كه به دوست فزودن علاقه ندارد به زيانمندى گرفتار آيد.
(١٠) سه چيز است كه پرهيز از آنها بر هر كسى واجب است: همراهى با بدان و گفتگوى با زنان و همنشينى با بدعتگذاران.
(١١) سه چيز بر كرم مرد دلالت دارد: نيكخويى، فرو خوردن خشم و فرو پوشيدن چشم.
(١٢) هر كه به سه چيز اعتماد كند فريب خورده است: ناشدنى را باور دارد، بدان چه اعتماد نشايد
[١] مراد كسى است كه به حق توانمند و ولىّ امر باشد و در غير اين صورت خدمتگزارى به توانمند مشروط به شرط اضطرار است.- م.
[٢] در پارهاى نسخهها بجاى« اسدى اليه»،[ يسدى اليه] آمده است.
[٣] يعنى عذر و بهانهاى براى تركش ندارد.- م.
[٤] در پارهاى نسخهها به جاى« الّا بعد ثلاث»،[ الّا بثلاث- مگر به سه چيز] آمده است.
[٥] در پارهاى نسخهها به جاى« و التّعب فيها»،[ و لا يعيب فيها- در آنها عيب نگيرد] آمده است.