رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٣٢٣ - از سخنان حضرتش
منفورش شمارند، پس در باره برادران مستمند مسلمان خود از خدا پروا كنيد چه بر شما حق دارند كه دوستشان بداريد زيرا خداوند دوستدارى آنها را به پيامبرش ٦ امر فرموده است و هر كه كسى را كه خداوند به دوستدارى او فرمان داده دوست ندارد به راستى از خدا و پيامبرش نافرمانى كرده است و هر كه در حال نافرمانى از خدا و پيامبرش بميرد [او] در حالى مرده كه از گناهگاران بوده است.[١] (١) از بزرگ نمايى و تكبّر بپرهيزيد زيرا بزرگى رداى خداست و هر كه با خدا در رداى (عزّت و عظمت) او بستيزد خدايش در هم شكند و روز قيامت خوارش كند.
(٢) مبادا بر يك ديگر بياشوبيد كه اين از سرشت نيكان نيست، زيرا هر كه بر آشوبد خدا آشوبش را بر ضدّ خودش گرداند و يارى خدا از آن كسى گردد كه بر او شوريدهاند. و هر كه را خدا يارى دهد غالب آيد و پيروزى از جانب خدا نصيبش شود.
(٣) مبادا بر يك ديگر رشك بريد زيرا به راستى ريشه كفر رشك است.[٢] (٤) مبادا به زيان مسلمانى ستمديده كمك كنيد كه خدا را به زيان شما بخواند و نفرينش در باره شما پذيرفته شود، زيرا پدر ما، پيامبر خدا ٦ مىفرمايد: «به راستى، نفرين مسلمان ستمديده پذيرفته شود.» (٥) مبادا نفسهايتان به چيزى كه خدا بر شما حرام كرده آزمند شود زيرا هر كه سدّ چيزهايى را كه خدا در دنيا بر او حرام كرده بشكند، خدا بين او و بهشت و نعمت و كرامتش كه براى بهشتيان پايدار و جاودانه است تا ابد حايلى افكند.
(٦)
از سخنان حضرتش ٧ كه برخى از شيعيان آن را «نثر الدّرر»[٣] ناميدهاند
(٧) پىجويى بسيار[٤] مايه جدايى است. انتقاد[٥] مايه دشمنى است. كم صبرى رسوايى است. آشكار كردن راز سقوط است. سخاوت هوشمندى است. پستى غافل نمايى است.[٦]
[١] در متن« و مات على ذلك مات[ و هو] من الغاوين» و در پارهاى نسخهها[ ... و مات على ذلك مات من الغاوين- ... و در آن حال بميرد، در شمار گناهگاران مرده است].- م.
[٢] زيرا شيطان نخستين كسى است كه حسد ورزيد، پس كافر شد و خداوند او را از بهشت بيرون راند.
[٣] به معنى در پراكنى و گوهرافشانى، چون سراسر سخنان گهربار و حكمت فزاى است.- م.
[٤] مراد از« استقصاء» موشكافى و پىجويى بسيار در كنه هر كارى است كه در تداول عامّه به« متّه بر خشخاش نهادن» تعبير مىشود.- م.
[٥] مراد انتقادى است كه جنبه عيبجويى داشته و به قصد خودنمايى انتقادكننده باشد نه انتقادى كه بدون تظاهر و جنجال و از روى خير خواهى و به قصد اصلاح صورت گيرد.- م.
[٦] مراد اينكه اگر كسى از گرفتارى و نيازمندى برادرش آگاه باشد ولى تغافل كند و خود را بىخير نشان دهد و نخواهد با درد او آشنا شود و به وى كمكى كند، از لئامت و پستى باشد.- م.