رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٣٢١ - نامه آن حضرت
(١) اى پسر نعمان هر كه نزد دشنامگوى[١] بر دوستان خدا نشيند از خدا نافرمانى كرده و هر كه خشمى را كه به خاطر ما در او پديد آمده، به سبب آنكه نمىتواند كارى كند فرو خورد، در آن پايگاه والا (ى آخرت) با ماست. و هر كه روزش را با فاش كردن راز ما آغاز كند خداوند تيزى آهن (برّان) و تنگى زندان را بر او مسلّط سازد.[٢] (٢) اى پسر نعمان دانش را براى سه كار مخواه: (نه) براى آنكه بدان خودنمايى كنى، و نه براى آنكه بدان فخر فروشى و نه براى آنكه جدال كنى. و نيز براى سه چيز وامنه: ميل به نادانى و بىرغبتى به دانش و شرم از مردم. دانش چون چراغ زير حباب و سرپوش محفوظ است.
(٣) اى پسر نعمان، به راستى خداى عزّ و جلّ چون خير بندهاى را خواهد نقطهاى سپيد در دلش نهد و دل در جستجوى حق به تكاپو درآيد، سپس او شتابانتر از پرندهاى كه به سوى آشيانه پرد روى به انديشه و عقيده شما آرد.
(٤) اى پسر نعمان، به راستى خداوند دوستى ما- خاندان نبوّت- را از آسمان، از گنجينههاى زير عرش، همچون خزانههاى زر و سيم (بر دلها) فرود آرد و آن را جز به اندازه فرو نياورد و جز به بهترين آفريدگان ارزانى نفرمايد، و راستى كه او را ابرى چون ابر بارانزاست و هر گاه خدا خواهد هر يك از آفريدگانش را كه دوست دارد بدان ويژگى بخشد اجازه فرمايد تا همان گونه كه ابر باران مىبارد آن ابر (محبّت) فرو بارد و (همه كس حتّى) جنين نيز در شكم مادرش از آن نصيب يابد.
(٥)
نامه آن حضرت ٧ به گروه پيروان و يارانش
[٣] (٦) امّا بعد:
از پروردگارتان عافيت خواهيد. نرمش و وقار و آرامش و آزرم و كنارهجويى از آنچه نيكانتان از آن بركنارند، بر شما واجب است. بر شماست كه با اهل باطل مدارا كنيد، ستم را از سوى آنان بر خود هموار شماريد و از هماره ستيزى با آنان بپرهيزيد. از آنجا كه به همنشينى و آميزش و كشاكش با آنان ناگزيريد، آنگاه كه با آنها نشينيد و آميزيد و بگومگويى كنيد، تقيّه را كه خدا بدان فرمانتان داده در ميان نگهداريد. هر گاه گرفتار آنان شويد شما را بيازارند و ناخوشايندى شما را در چهرههايتان بخوانند، و اگر نه اين بود كه خدا گزند آنها را از شما دور داشته بر شما مىتاختند؛[٤] دشمنى و كينهاى كه از شما به دل دارند بيشتر از آن است كه به شما اظهار مىدارند. انجمنهاى شما و انجمنهاى آنان
[١] در پارهاى نسخهها به جاى« سابّ»،[ سبّاب- بسيار دشنامگو] آمده است.
[٢] يعنى گرفتار دم شمشير و اسير زندان شود.- م.
[٣] اين نامه گزيدهايست از آنچه كلينى رحمه الله در الروضة به اسنادش از حضرت ابى عبد الله( صادق) ٧ روايت كرده كه حضرت آن را به اصحاب خود نوشت و فرمود كه آن را مطالعه كنند و در آن نيك بنگرند و دقّت كنند و بكارش بندند و ايشان آن را در سجدهگاههاى خانههاى خويش نهاده و پس از پايان نماز به آن مىنگريستند.
[٤] در پارهاى نسخهها به جاى« لسطوا بكم»[ لبطشوا بكم- به سختى به شما حمله مى كردند] آمده است.