رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٣١ - پارهاى از سخنان حكمت بار و گفتار پيامبر
نشانه بيخبر، و نشانه خيانتكار[١] و نشانه تنبل، و نشانه دروغزن، و نشانه بيراه[٢] آگاه كن.
(١) پيامبر خدا ٦ گفت:
نشانه راستى پيشه چهار است: سخن به راستى گويد و بيم و نويد خدا را به راست شمارد و به عهد خويش وفا كند، و از فريفتن (ديگران) بپرهيزد.
(٢) امّا نشانه گرونده[٣] اين است كه مهر ورزد و دريابد[٤]، و آزرم دارد.
(٣) و امّا نشانه شكيبا چهار است: شكيبايى بر ناگواريها و عزم بر انجام كارهاى نيك و فروتنى، و بردبارى.
(٤) امّا نشانه توبه كار چهار است: پاكدلى در كردار براى خدا و بدرود كردن باطل و پيوستگى با حق، و اشتياق به خير.
(٥) و امّا نشانه سپاسگزار چهار است: سپاسدارى نعمتها و بردبارى در بلا و خرسندى به قسمت خدا، و اين كه جز خدا را نستايد و بزرگ ندارد.
(٦) امّا نشانه سر سپرده چهار است: ناظر گرفتن خدا در نهان و آشكار و انجام كارهاى زيباى زيبنده و انديشه از رستاخيز، و راز و نياز با خدا.
(٦) و امّا نشانه سر سپرده چهار است: ناظر گرفتن خدا در نهان و آشكار و انجام كارهاى زيباى زيبنده و انديشه از رستاخيز، و راز و نياز با خدا.
(٧) و امّا نشانه نيكمرد چهار است: دلش را پاك كند، و كردارش را سره سازد، و كسبش را صالحانه كند، و همه كارهايش را نيكو و آراسته گرداند.
(٨) امّا نشانه پند آموز چهار است: به حق داورى كند، و از خود به ديگران حق دهد و آنچه بر خود پسندد بر مردم روا دارد، و بر هيچ كس تجاوز نكند.
(٩) و امّا نشانه باوردار شش باشد: به راستى خدا باور دارد و به او بگرود[٥]، و يقين دارد كه مرگ حق است و از آن پروا كند، و باور دارد كه رستاخيز حق است و از رسوايى بترسد، و يقين داند كه بهشت حق است و واله آن باشد، و باور دارد كه دوزخ حق است و براى رهايى از آن بكوشد[٦]، و يقين دارد كه حسابرسى حق است و حساب خود را از پيش برسد.
(١٠) امّا نشانه پاكدل چهار است: دلش درست و اندامهايش بىآزار است[٧]، و خيرش را بپراكند،
[١] در پارهاى نسخهها به جاى« الخائن»« الجائر- زورگو» آمده است.
[٢] الفاسق- گمراه بدكاره.
[٣]« المؤمن»
[٤] در متن« يفهم- دريابد و بفهمد» آمده و در پارهاى نسخهها« يرحم- رحم كند» ضبط شده است.
[٥] در پارهاى نسخههاى تازه به جاى« ايقن بالله حقا»« بأنّ الله حق» آمده است.
[٦] در پارهاى نسخههاى تازه به جاى« فظهر سعيه»« فطهّر سعيه- كوشش خود را پاكيزه دارد» آمده است.
[٧] مراد اين است كه به دست و زبان و چشم و گوش و ديگر اندامها كسى را نرنجاند مثلا به دست كسى را نزند و مالى نربايد، به زبان دشنام نگويد و غيبت نكند، به چشم بر حرام ننگرد و به گوش غيبت و مذمت ديگرى نشنود، و همچنين به ديگر اندامها موجب آزار كسى نشود.- م.