رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٩٠ - سفارش امام
(١)
آنچه از امام (باقر) ابى جعفر بن على عليهما السّلام روايت شده است
بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم از امام كاشف علم خدا و دانش پيامبر او، ابى جعفر محمد بن على عليهما السّلام در تفصيل اين معانى روايت شده است (٢)
سفارش امام ٧ به جابر بن يزيد جعفى
[١] (٣) از امام ٧ روايت شده است كه به او فرمود: اى جابر پنج رفتار را از مردم زمانت نسبت به خويش غنيمت شمار: (و آن پنج اين است) اگر حاضر باشى تو را نشناسند[٢] و اگر غايب باشى سراغت را نگيرند[٣] و اگر در انجمنى باشى[٤] با تو مشورت نكنند و اگر سخنى گويى گفتهات را نپذيرند[٥] و اگر زنى (از نوع خودشان) خواستگارى كنى به همسريت ندهند. (٤) و پنج رفتار را (در برابر ايشان) به تو سفارش مىكنم: اگر بر تو ستم رفت، تو ستم مكن. و اگر به تو خيانت كردند، تو خيانت مكن. و اگر تكذيبت كنند خشمگين مشو. و اگر بستايندت شاد مشو. و اگر نكوهشت كنند بىتابى مكن. و بدان چه در باره تو گويند بينديش، اگر (درست باشد و تو) خود را سزاوار آنچه گفتهاند ديدى (بدان كه) مصيبت افتادن تو از چشم خداى عزّ و جلّ، به سبب خشم گرفتنت از شنيدن حقيقت، بر تو مصيبتى بس بزرگتر از آن است كه بيم دارى از چشم مردم بيفتى؛ و اگر جز آنچه گفتهاند باشى، اين ثوابى است كه تو بىآنكه تنت رنجى برده باشد به دست آوردهاى.
[١] جعفى- منسوب به جعف بن بن سعد العشيرة بن مذحج، نياى قبيلهاى در يمن. وى، جابر بن يزيد بن الحرث بن عبد يغوث الجعفى از اصحاب امام باقر و امام صادق عليهما السّلام بود و سالهاى پياپى به حضرت ابى جعفر( باقر) ٧ خدمت كرد و به سال ١٢٨ هجرى در روزگار امام صادق ٧ در گذشت.
[٢] مراد اينكه از فرط فروتنى و خموشى و بىآزارى تو و پرهيزت از خودنمايى تو را نشناسند و به عبارت ديگر اگر در ميان نامردمان گمنام باشى خود غنيمت است.- م.
[٣] كه بخواهند تو را نيز در معاصى خود شريك كنند.- م.
[٤] مراد انجمنى است كه براى كارى لغو يا گناهى فراهم آمده باشد.- م.
[٥] يعنى چون سخنت باب طبع نااهلان نباشد آن را نپذيرند.- م.