رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٥٥ - اندرز و زهد و حكمت
را زير دست نشاند و فردا مردمانى را به دوزخ براند. پس در همين (نكته) براى هشيار[١] دل آگاه عبرتى و آزمايشى و موجب بازدارندهاى است. (١) پس اين رويدادها كه هر روز و هر شب براى شما پيش مىآيد از تيره فتنهها[٢] و حوادث نوبه نو و روشهاى ستمگرانه و ناگواريهاى روزگار و هراسناكى سلطان و افسونگرى شيطان، دلها را از آهنگ خود باز دارد[٣] و از (فيض بردن از) هدايت موجود[٤] (و امام و رهنماى حاضر) و شناختن اهل حقّ مانع آيد، مگر اندك كسانى كه خداوند عزّ و جلّشان نگه مىدارد، و هيچ كس دگرگونى روزگار و تغيير حالات و نتيجه گزند فتنههايش را به درستى نداند مگر آنكه خدايش نگهدارد و به راه هدايت رود و جادّه ميانه (و راست) را بپيمايد، سپس در اين رهسپارى از زهد و پارسايى مدد جويد و بسيار بينديشد و از عبرتها پند گيرد و (از گناه) بازايستد و به خرّمى و طراوت زودگذر دنيا بىعلاقه باشد و از لذّتهاى آن چشم پوشد و به نعمت جاودانه آخرت رغبت ورزد و تمام كوشش خود را برايش بكار برد و نگران مرگ، و دشمن همزيستى با گروه ستمگران باشد. در اين صورت به جهان با ديدهاى روشن[٥] و نظرى تيز و حقيقت شكاف بنگرد و به فتنههاى نو به نو و بدعتهاى گمراهكننده و ستم شاهان ستمكار با دلى بينا و آگاه نظر كند. (٢) به جان خودم شما از كارهاى گذشته دورانهاى پيشين چندان فتنههاى انبوه و آلودگيهاى آنها را پشت سر گذاشتهايد كه براى كناره جستن از گمراهان و بدعتگزاران و اهل جور و فساد به ناحق در زمين، بتوانيد از آن دليل گيريد. پس از خدا يارى جوييد و به طاعت او و فرمانبردارى از آنكو[٦] فرمانبردارى از او شايستهتر از فرمان بردن از كسى است كه (اينك) پيرويش مىكنند[٧] و فرمانش را مىبرند، بازگرديد.
(٣) پس زنهار، زنهار، پيش از پشيمانى و افسوس و رفتن بدان سراى به پيشگاه خداوند و ايستادن در برابر او (به حساب، چارهاى انديشيد). به خدا سوگند كه هرگز هيچ مردمى از آبشخور نافرمانى خدا جز به سوى عذاب او روانه نشدند و هرگز مردمى دنيا را به آخرت ترجيح ندادند مگر آنكه سرانجامشان سياه و سرنوشتشان تباه شد. شناخت خدا[٨] و عمل به طاعت او جز دو همزاد
[١] در پارهاى نسخهها به جاى« لمنتبه»[ لمتنبّه- تنبيه شده و عبرت آموخته] آمده است.
[٢] در پارهاى نسخهها به جاى« مظلمات الفتن»[ ملمّات الفتن- فتنههاى ناگوار] و در امالى[ مضلّات الفتن- فتنههاى گمراهكننده] آمده است.
[٣] در پارهاى نسخهها به جاى« لتثبط القلوب»،[ المبطة القلوب- بازدارنده دلها] و در پارهاى ديگر و نيز در امالى[ ليذر القلوب عن تنبيهها- كه دلها را از هشيارشدنشان باز مىدارد] آمده است.
[٤] در متن« عن موجود الهدى» كه اضافه صفت به موصوف است و در امالى[ عن وجود الهدى- از وجود هدايت] آمده است.
[٥] در پارهاى نسخهها و نيز در الروضة به جاى« بعين نيّرة»،[ بعين قرّة- به ديدهاى آرام گرفته و بىاضطراب] آمده است.
[٦] مراد خود امام سجّاد ٧ است.- م.
[٧] مراد حاكم جائر زمان است.- م.
[٨] در پارهاى نسخهها و نيز در مجالس مفيد به جاى« و ما العلم بالله»[ و ما العزّ باللَّه- قايل بودن و متكى بودن به سلطه و عزّت خدا] آمده است.