رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢١٣ - كوتهسخنانى كه از على
(١) (امام ٧) هنگامى كه در بازارها مىگشت و مردم را اندرز مىداد، فرمود: اى گروه بازرگان! پيش از سودا (از خدا) خير بخواهيد و با آسانگيرى (در معامله) بركت جوييد و با خريداران كنار بياييد و به بردبارى آراسته شويد و از سوگند باز ايستيد و از دروغ دورى كنيد و از ستم (و اجحاف و گران فروشى و كم فروشى)[١] بيزار باشيد[٢] و به مظلومان انصاف دهيد و گرد ربا نگرديد و پيمانه و ترازو را درست و تمام بكار گيريد و از مال مردم كم نگذاريد «و در زمين به فساد نپردازيد».[٣] (٢) از حضرتش ٧ پرسيدند: از آنچه خداوند آفريده كدامين بهتر است؟ فرمود: سخن.
پرسيدند از آنچه خدا آفريده كدامين زشتتر است؟ (باز) فرمود: سخن و سپس افزود: به سخن است كه رويها سپيد شود و (هم) به سخن است كه رويها سياه گردد.[٤] (٣) و فرمود ٧: خير گوييد تا بدان معروف شويد و خير كنيد تا شايسته آن باشيد.
(٤) و فرمود ٧: چون بلايى فرا رسد اموالتان را فداى جانهايتان كنيد و چون هجومى سرازير شد (و مورد حمله كافران قرار گرفتيد) جانهايتان را فداى دينتان سازيد. و بدانيد نابود شده آن كس باشد كه دينش نابود شده و جنگ زده و غارت ديده آن كس است كه دينش ربوده شده.
هان! پس از بهشت فقرى نيست و پس از دوزخ توانگرىاى نباشد.[٥] (٥) و فرمود ٧: بنده مزه ايمان را نچشد مگر آنكه دروغ- به شوخى و جدّى- را ترك گويد (٦) و فرمود ٧: سزاست مرد مسلمان از دوستى با دروغگو دورى كند، زيرا وى چندان دروغ بافد كه (اگر) راستى هم گويد باور نشود.
(٧) و فرمود ٧: بزرگترين گناه به ناحق بردن مال مردى مسلمان باشد.
(٨) و فرمود ٧: هر كه از قصاص بترسد، از ستم بر مردم دست بردارد.
(٩) و فرمود ٧: ستمگرى مانندهتر از حسود به ستمكش نديدم.[٦]
[١]( گرانفروشى و كم فروشى و بد فروشى، يعنى فروختن جنس بد و« بنجل»، هر سه از مقوله اجحاف و ستم در معامله است.- م.)
[٢] در پارهاى نسخهها به جاى« و تجافوا عن الظلم»[ تخافوا ...- بترسيد] آمده است.
[٣] ذيل چند آيه شريفه از قبيل: البقرة ٦٠ و الاعراف، ٧٤ و هود، ٨٥ و الشعراء، ٢٦ و العنكبوت، ٣٦ و چنان كه پيداست امير مؤمنان ٧ اجحاف در معامله را همسنگ« افساد في الارض» آورده نهى فرموده است.- م.
[٤] مراد، روسياهى و روسپيدى در آخرت است و در روايات آمده كه دروغگويان به رستاخيز با رويى سياه برانگيخته شوند هر چند به فطرت سفيد پوست باشند و راستگويان با رويى سپيد در محشر حاضر آيند، هر چند به خلقت سياه پوست بوده باشند.- م.
[٥] مراد آنكه پس از آنكه آدمى شايسته رفتن به بهشت شد ديگر فقر و نيازى برايش مفهوم ندارد و پس از آنكه آدمى سزاوار دوزخ گرديد توانگريش بكار نيايد و نجاتش ندهد.- م.
[٦] حسود از آنجا كه بر خود ستم مىكند« ستمگر» است ولى چنان مىنماياند كه بر او ستم رفته و به سبب محروميّت از نعمتى كه ديگرى دارد ستمكش است.- م.