رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢١٠ - كوتهسخنانى كه از على
نمىدانم ترس مردى كه شهوتى بدو رو نمايد و او به سبب بيمش از آن دست نكشد چه معنايى تواند داشت! و نمىدانم اميد مردى كه بلايى بر او نازل شود و او به خاطر اميدى كه (به حسن عاقبت) دارد بر آن نشكيبد چگونه اميدى تواند بود![١] (١) امام ٧: به عباية بن ربعى[٢] كه از ايشان پرسيده بود «استطاعتى» كه ما بدان برخيزيم و بنشينيم و كار كنيم چيست؟ فرمود: تو از توان (و استطاعت) پرسيدى، آيا آن را بدون خدا دارى يا همراه با خدا؟ عباية خاموش ماند، آنگاه امير مؤمنان ٧ فرمود: اگر مىگفتى «توانايى» را همراه با خدا دارم مىكشتمت و اگر مىگفتى بدون خدا (و از پيش خود) دارى (باز هم) مىكشتمت.[٣] عباية عرض كرد: پس چه بايد بگويم؟ امام ٧ فرمود: بگو آن را از خدايى دارى كه به غير تو نيز داده است و اگر آن را به تو داده از عطاى الهى است و اگر از تو گرفته بلا و آزمايشى از سوى او بوده است. اوست مالك (مطلق) آنچه به تو داده و هموست تواناى (مطلق) بر آنچه تو را بر آن توانايى بخشيده.
(٢) اصبغ بن نباتة[٤] گويد: شنيدم امير مؤمنان ٧ مىفرمود: من حديثى به شما بازگويم كه شايسته است هر مسلمانى آن را حفظ كند. آنگاه حضرتش ٧ رو به او كرد و فرمود: خدا هيچ بنده مؤمنى را در اين دنيا كيفر ندهد جز آنكه (كيفر اين جهانى) بهتر و آبرومندانهتر از آن است كه بازش در قيامت كيفر فرمايد، و خدا بر هيچ بندهاى در دنيا پردهپوشى نكند و از او نگذرد جز آنكه (عفو اين جهانى) بهتر و آبرومندانهتر از آن است كه به قيامت از او درگذرد. (٣) سپس حضرتش ٧ فرمود: گاه خداوند بنده مؤمنى را در تنش يا مال يا فرزندان يا خانوادهاش بلايى دهد و اين آيه را تلاوت فرمود: ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَ يَعْفُوا عَنْ كَثِيرٍ- آنچه مصيبت به شما مىرسد همه از دست اعمال زشت خود شماست در صورتى كه خدا از بسيارى (از اعمال
[١] مراد اينكه اميد به حسن عاقبت بايد موجب شكيبايى بر بلا و بيم از سوء عاقبت موجب پرهيز از شهوات شود و گر نه صرف اميد و بيم بدون تأثير بر اعمال آدمى او را سودى ندهد.- م.
[٢] عباية بن عمرو بن ربعى اسدى، از ياران امير مؤمنان و امام حسن عليهما السّلام بل از نزديكان و زبده افراد مورد اعتماد آن دو امام عليهما السّلام بود.
[٣] چون تصوّر داشتن توانايى همراه و همسنگ با توانايى خدا شرك است و نيز تصور داشتن توانايى از خود در برابر توانايى خدا انكار توانايى مطلق ذات قادر متعال است و مشرك و منكر خدا هر دو مستحقّ قتلند.- م.
[٤] اصبغ بن نباتة مجاشعى از خاصّان امير مؤمنان ٧ بود و پس از آن حضرت عمرش ادامه يافت.( وى از راويان معتبر است) و منشور امير مؤمنان ٧ را به مالك اشتر، هنگام گماشتن او به ولايت مصر، و نيز سفارش امير مؤمنان ٧ به پسرش محمّد حنفيه را روايت كرده، در پيكار صفّين امير« شرطه خميس- فرمانده گارد پنجم» بود. وى پيرى شريف و پارسا و عابد و از ذخائر على ٧ بود كه تا پاى جان با امام بيعت كرده بود و از شهسواران مردم عراق شمرده مىشد و هنگام وفات سلمان رضى الله عنه نزد او بود. گريستن او در درگاه امام ٧- كه پس از ضربه ابن ملجم ملعون دستارى زرد بر سر پيچيده و چندان خونش رفته بود كه رنگ رخسارش به رنگ دستار به زردى گراييده بود- و شرفيابى او خدمت آن حضرت مشهور است.