رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ١٨٤ - ياد كردن ايمان و ارواح و اختلاف آنها از سوى آن حضرت
روح القدس نيرو بخشيديم».[١] آنگاه در باره همه آنان فرمود: «و ايّدهم بروح منه- و آنان را به روح خود تأييد كرد»[٢]. مىفرمايد: آنان را بدان (ويژگى) گرامى داشت و بر ديگرانشان[٣] برترى داد، پس آنانند كه آمرزيدهاند.
(١) سپس اصحاب جانب راست را ياد كرد كه ايشان خود مؤمنان راستينند و در آنان چهار روح نهاد: روح ايمان، و روح نيرو، و روح خواستارى (و شهوت)، و روح پيكر، و بنده مؤمن اين چهار روح را به تمامى داراست تا دستخوش حالاتى شود. (٢) (پرسنده) عرض كرد: آن حالات كدام است؟ على ٧ فرمود: اما نخستين آنها همان است كه خدا فرمود: وَ مِنْكُمْ مَنْ يُرَدُّ إِلى أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِكَيْلا يَعْلَمَ مِنْ بَعْدِ عِلْمٍ شَيْئاً- و برخى از شما به حدّ اعلاى پيرى و فرتوتى باز برده شود، چندان كه پس از دانستن [بسيارى چيزها] چيزى نداند».[٤] پس تمام روحهاى چنين كسى بكاهد ولى چنان نباشد كه از محدوده ايمان[٥] بيرون افتد زيرا خداوند با او چنين كرده و به پستترين مرحله عمرش رسانده[٦] چندان كه وقت نماز را نشناسد و توان اداى نماز را به شب و تاب روزه را به روز ندارد. (البته) اين كاهشى است در روح ايمان ولى، اگر خدا خواهد- ان شاء الله، بدو زيانى نرساند.[٧] (٣) و روح شهوت و خواستارى او نيز بكاهد و اگر زيباترين دختران آدم بر او گذر كند وى بدو دل نبندد.[٨] و روح پيكر در او بماند و با آن بجنبد و افتان و خيزان برود تا مرگش فرا رسد و اين به حال خوشى است، خداست كه با او چنين كرده و هر آينه حالتهاى گوناگونى در نيرومندى و جوانى او بدو دست دهد كه آهنگ گناه كند و روح نيرو او را بر آن دلير سازد و روح شهوت آن را برايش بيارايد و روح پيكر او را پيش راند تا در گناهش اندازد و
[١] البقره، ٢٥٣
[٢] المجادلة، ٢٢
[٣] در كافى به جاى« على سواهم»[ على من سواهم- بر هر كه جز آنان] آمده است.
[٤] الحج، ٥
[٥] در كافى به جاى« من الايمان»[ من دين اللَّه- از دين خدا] آمده است.
[٦] در كافى به جاى« و رادّه الى ارذل العمر»[ هو الّذى ردّه الى ارذل العمر- اوست آنكه وى را به پستترين مراحل عمر باز گردانده] آمده است.
[٧]( يعنى اجر ايمانش را نكاهد، زيرا اين نسيان و پريشانى حواس و ناتوانى جسمى به اختيار خود او نبوده و حكم بيمار را دارد كه بر او حرجى نيست و مؤمن را ان شاء الله از اين بابت گناهى ننويسند.- م.) در متن عبارت به« ان شاء الله» تمام مىشود ولى در كافى به اضافه دارد:[ و منهم من ينتقص منه روح القوة فلا يستطيع مهار عدوّه و لا يستطيع طلب المعيشة و منهم من ينتقص منه روح الشهوة ... الخ- از پارهاى از آنان روح قوت كاسته شود و نتواند با دشمن جهاد كند و در كسب معاش تلاش نمايد، از پارهاى ديگر روح خواستارى بكاهد ...»
[٨] در پارهاى نسخهها به جاى« ما حنّ»[ ما يحنّ- ميل نمىكند] آمده است.