رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ١٧٠ - سفارش امام
همه را يكسان نشاند و به يك چشم بنگرد و دور و نزديك (خويش و بيگانه) را در حقوق برابر شمارد. و او را فرمان است كه در ميان مردم به دادگرى حكومت كند و عدالت را برقرار دارد و از هواى نفس پيروى نكند و در كار خدا پسندانه از سرزنش هيچ ملامتگرى نهراسد زيرا خداوند با كسى است كه او را پرهيزگارى كند و فرمانبردارى از او و امرش را مقدّم بر ديگران دارد.
(١) سپس بعد از عزيمت او نامهاى به مصريان نوشت كه ما آن را مختصر كرديم و عبيد اللَّه بن ابى رافع[١] (دبير امير المؤمنين ٧) نوشت: (٢) از بنده خدا على، امير مؤمنان به محمد بن ابى بكر و مردم مصر. سلام بر شما اما بعد:
نامهات[٢] به من رسيد و آنچه خواستهاى بيان كنى دريافتم و از اهتمام و دلبستگيت بدان چه تو را ناگزير است و مسلمانان جز بدان بهبود نيابند، شادمان شدم و يقين كردم آنچه تو را بر اين مكاتبه واداشت نيّت نيك و رأى پاك و خالصانه توست.
(٣) اما بعد، بر توست (پايدارى) بر تقواى الهى در ايستادن و نشستن و پنهان و آشكارت و چون ميان مردم به داورى نشينى با آنان فروتنى كن و با ايشان خوشرفتار و خوشروى باش و همه را يكسان بنگر و يكسان بهره رسان تا بزرگان در جانبدارى تو از خودشان طمع نبندند و ناتوانان از عدالت تو نوميد نشوند. (٤) و (بر توست) كه از خواهان (مدّعى) دليل و بيّنه خواهى و بر خوانده (مدّعى عليه) است كه سوگند خورد. (٥)[٣] و هر كه با برادرش سازش كرد سازش او را امضا (و تنفيذ) كن مگر آنكه (زمينه) سازش چنان باشد كه حلالى را حرام يا حرامى را حلال سازد. (٦) فقيهان و راستگويان و وفاداران و حياپيشگان و پارسايان را بر فاجران و دروغزنان و خيانتكاران برگزين (و رجحان ده). (٧) و بايد صالحان نيكو كار برادرانت باشند و فاجران خيانتكار دشمنان تو، زيرا به ديده من بهترين برادرانم آنانند كه بيشتر خدا را ياد كنند و سختتر از او پروا دارند. و اميدوارم كه تو ان شاء اللَّه از آنان باشى.
(٨) من شما[٤] را به تقواى الهى در آنچه مسئول آنيد و از آنچه بدان گرايشى داريد سفارش مىكنم
[١] عبيد اللَّه بن ابى رافع از ياران امير مؤمنان ٧ و بلكه از خاصّان و نزديكان آن حضرت- سلام اللَّه عليه بود. او راست كتاب قضايا امير المؤمنين ٧ و كتاب تسمية من شهد مع على بن ابى طالب ٧. وى از همرزمان جنگهاى جمل و صفّين و نهروان بود. برادرش على بن ابى رافع نيز از نيكمردان شيعه و دبير على ٧ بود كه حديث بسيار محفوظ داشت و كتابى در فنون فقه گرد آورد. پدرش ابراهيم ابى رافع بندهاى آزاد شده و از موالى پيامبر ٦ بود و در جنگهاى على ٧ حضور داشت و در كوفه خزانه دار امام ٧ بود.
[٢] خطاب به محمد بن ابى بكر است و سپس امام ٧ مردم مصر را مخاطب قرار مىدهد و ديگر بار به محمد بن ابى بكر تجديد خطاب مىفرمايد و تا پايان نامه مخاطب چند بار تغيير مىكند. اين كار را در علم بديع« صنعت التفات» توجّه از غايب به مخاطب و تغيير مخاطب گويند.- م.
[٣] قاعده معروف فقهيه: البيّنة على المدّعى و اليمين على من انكر.- م.
[٤]( خطاب به مردم مصر است). اين بخشى از نامهاى است كه امام ٧ نگاشته و براى محمد بن ابى بكر فرستاده است و فرموده كه آن را بر مردم مصر بخواند، چنان كه مفيد در امالى خود، ص ١٥٢، چاپ اول، آورده و ابن الشيخ نيز در امالى خود ص ١٦ با اسناد به ابى اسحاق الهمدانى نقل كرده كه گفت: چون امير مؤمنان ٧ محمد بن ابى بكر را به ولايت مصر و اطراف آن گماشت نامهاى بدو نوشت و فرمود كه آن را بر مردم مصر بخواند و بدان چه در نامه سفارش فرموده است عمل كند و نامه چنين بود:« بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم از بنده خدا امير مؤمنان على بن ابى طالب به مردم مصر و محمد بن ابى بكر سلام بر شما ... تا پايان.» آنچه در متن آمده همان گونه كه مصنّف رحمه الله خود اشاره كرده مختصرى از آن نامه است.