رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ١٦٨ - خلاصه سفارش امام
به من فرمود: «اى ابا الحسن! امانت را به نيكوكار و تبهكار بازده، چه بيش باشد و چه كم، حتى نخ و سوزنى (امانى) را».
(١) اى كميل جهاد نيست مگر با (حضور) امام عادل، و (دريافت) غنيمت (جنگى)،[١] روا نيست مگر از امام فاضل.
(٢) اى كميل اگر پيامبرى ظهور نمىكرد و در روى زمين مؤمنى پرهيزگار بود، به (ابتكار و) دعوت خويش، درست يا نادرست،[٢] به سوى خدا مىپرداخت، بلكه به خدا سوگند، اگر نادرست هم بود (دعوتش را مىكرد) تا خدايش بدان وظيفه منصوب دارد و شايسته آتش گرداند.
(٣) اى كميل دين از آن خداست و خداوند از هيچ كس بر پا كردن (و پرچمدارى) دينى را نمىپذيرد مگر آنكه پيامبر (رسول) يا نبىّ يا وصىّ باشد.
(٤) اى كميل (وظيفه هدايت)[٣] نبوّت است و رسالت و امامت و پس از آن مقامى نيست مگر دوستداران پيرو يا سرگردانان[٤] بدعت گذار، همانا خداوند از پرهيزگاران (عبادت و طاعتشان را) مىپذيرد.
(٥) اى كميل به راستى خداوند كريم و بردبار و بزرگوار و مهربان است، ما را به اخلاق خويش رهنمايى كرده و فرموده آن را به دست آوريم و مردم را بر آن واداريم. ما آن (وظيفه) را بىخلاف و تأخير ادا كرديم و بىدورويى و نفاق به اجرا در آورديم و بىتكذيب (و ناباورى) به راستش شمرديم و بىترديدش پذيرفتيم.
[١] در متن« و لا نفل» آمده( كه با صدر جمله مناسب است.- م.) ولى در بشارة المصطفى[ و لا نقل] آمده است( كه اگر تصحيف نسّاخ نباشد و در ذيل جمله بجاى« من امام فاضل»[ عن] ... باشد مراد از آن« نقل روايت» تواند بود كه با عبارت« از امام فاضل» هم مناسبتى دارد.- م.)
[٢] ضبط متن چنين است:« لكان في دعائه الى اللَّه مخطئا او مصيبا، بل و اللَّه مخطئا حتى ينصبه ...» كه خالى از تعقيدى نيست و شايد[ ... الى اللَّه مخلصا، مصيبا او مخطئا- در دعوت به سوى خدا، درست يا نادرست، مخلص باشد. يا الى الله مخطئا او مصيبا بل و للَّه مخلصا- در دعوت خود به سوى خدا، به راه درست يا طريقتى نادرست بوده ولى نسبت به خداوند مخلص باشد] بوده باشد. و روى هم رفته به نظر مىرسد مراد از عبارت به صورتى كه در متن آمده اين باشد كه« اگر پيامبرى هم وجود نداشت و زمان فترت و فاصله بين پيامبران به درازا مىكشيد و فقط در روى زمين و در ميان آفريدگان يك مؤمن پرهيزگار هم وجود مىداشت همين مؤمن متقى به سائقه فطرت ايمان و ملكه تقوى، خواه درست در جادهاى هموار و مستقيم يا نادرست و از طريق بارى كه راهى پر پيچ و خم، به هر صورت مردم را به سوى خدا دعوت مىكرد و اگر در دعوتش خطايى هم بود و احيانا راه سنگلاخى را مىپيمود همچنان بدان ادامه مىداد تا خداوند او را به وظيفه دعوت گمارد و وى را شايسته آن سازد. و به عبارت ديگر« زمين هرگز از حجّت، خواه نبىّ يا داعى خالى نمىماند».- م.
[٣] يعنى آنچه نبىّ و رسول و امام به آن قيام مىكنند.
[٤] در متن« عامهين» و در پارهاى نسخهها[ ضالّين- گمراهان] و در بشارة المصطفى به جاى« الّا موالين متّبعين أو عامهين مبتدعين»[ الّا متولّين و متغلّبين و ضالّين و معتدّين] آمده است.