رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ١٤٠ - منشور على
اين اوقات را بزرگ و گرامى دار، گرچه همه اوقات تو، در صورت درستى نيّت،[١] با خدا مىگذرد و مردم از آن در سلامتند و بايد در گزيدهترين آن فرصتها كه خالصانه به پرداخت دين خود به درگاه خدا مىپردازى به انجام فرائضى كه ويژه اوست مشغول شوى، (١) پس در شبانه روز خود بخشى از (نيروى) بدنى خويش را در آنچه واجب (و فريضه) است، تقديم خدا كن زيرا خدا (وجوب) نماز نافله را مخصوص پيامبر خويش، و نه ديگر آفريدگانش كرد و فرمود: وَ مِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَكَ عَسى أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً- و بعضى از شب بيدار و متهجّد باش (نماز نافله بخوان) كه نماز شب خاصّ توست، باشد كه پروردگارت تو را به مقامى پسنديده (شفاعت) بگمارد».[٢].
پس اين امرى است كه خداوند ويژه پيامبر خود فرموده و او را بدان گرامى داشته و ديگرى را در بر نمىگيرد و براى ديگران مستحبّ است زيرا خداوند فرمايد: ... وَ مَنْ تَطَوَّعَ خَيْراً فَإِنَّ اللَّهَ شاكِرٌ عَلِيمٌ- هر كس (داوطلبانه) به راه خير و نيكى شتابد (و كار خوبى را به وجه مستحبّ انجام دهد) خدا قدردان و آگاه است»[٣] (٢) پس آنچه را موجب نزديكى تو به خدا و كرم اوست بسيار بجاى آر[٤] و فرايض خدا را كامل و بىكم و كاست[٥]، به هر اندازه تنت را به رنج افكند، ادا كن. (٣) چون به امامت نماز براى مردم پردازى نه (از فرط تطويل و كندى نماز) موجب رنجش و بيزارى (نمازگزاران) شو و نه (از فرط تقصير و شتابزدگى) حقّ نماز را تباه ساز.[٦] زيرا بسا در ميان مردم كسى باشد كه بيمار است يا او را كارى (ضرور) است. و من خود از پيامبر خدا ٦، هنگامى كه به يمن گسيلم مىفرمود، پرسيدم: چگونه با ايشان نماز گزارم؟ گفت: «با آنان همچون ناتوانترين فردشان نمازگزار و با مؤمنان مهربان باش».
(٤) پس از اين، مبادا پوشيدگى خود را از مردم به دراز كشانى چه پوشيده بودن زمامداران از مردم بخشى از فشار و (سبب) كم اطّلاعى از كارهاست، و رخ نهفتن (رشته) آگاهى آنان را از آنچه در بيرون مىگذرد قطع مىكند و در نتيجه بزرگ، به ديده ايشان كوچك، و كوچك بزرگ و زيبا زشت، و زشت زيبا مىنمايد و حق به باطل مىآلايد و البتّه زمامدار هم بشرى است (همچون ديگران) كه كارهايى را كه مردم از او پوشيده مىدارند نمىداند و گفتار نيز نشانهاى ندارد كه راست و دروغش باز شناخته شود تا از آميختگى[٧] (حقّ و باطل) در پشت پرده پنهانكارى مصون باشد. (٥) و بيگمان
[١] ن: به جاى« اذا صحّت النيّة»[ اذا صلحت فيها النيّة- اگر در آن نيّت صالحانه باشد.]
[٢] الاسرى، ٧٩
[٣] البقره، ١٥٨
[٤] ن: به جاى« و وفّر»[ و وفّ- ايفا كن]
[٥] ن: به جاى« غير مثلوب»[ غير مثلوم- نامخدوش]
[٦] مطلوب، حد وسط و ميانه روى در امامت نماز است.
[٧] در متن« الادخال ...» و در پارهاى نسخهها[ الادغال في الحقوق- دغلكارى در حقوق آمده است كه وجه اخير درستتر به نظر مىرسد.- م.