رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ١٣٩ - منشور على
و شنيدن دردهاى آنان) بر زمامداران گران مىآيد و (البته) حق، به تمامى سنگين (و تلخ) است ولى خداوند براى آن اقوامى كه خواستار و جوياى سرانجام[١] (نيك) هستند و خويشتن را به شكيبايى وامىدارند و به راستى وعده خدا در حقّ صابران و شكيبايان مطمئنند اين بار (سنگين حق) را سبك مىسازد، پس تو نيز از آنان باش و از خدا يارى خواه. (١) بخشى از وقت خود را به حاجتمندان و (دادخواهان) اختصاص ده كه به تمامى وجود متوجّه آنان گردى و دل و ذهن خود را وقف ايشان كنى، (٢) سپس به آنها اجازه ورود نزد خويش بده كه در مجلسى با ايشان بنشينى تا خداوندى را كه به تو سرورى داده فروتنى كرده باشى. (٣) و سپاهيان و ياران و نگهبانان و پاسبانان خود را از ايشان دور كن و با آنان در مجلس خود به تواضع بنشين و در سخن گفتن و چهره خود نرمش و ملاطفت بنما تا هر كدام از آنان بىلكنت زبان با تو سخن گويند زيرا من از پيامبر خدا ٦ شنيدم كه بارها مىفرمود: «امّتى كه در ميانشان حقّ ناتوان از توانا، بىلكنت زبان گرفته نشود مقدّس (و خجسته) نيستند». (٤) پس درشتخويى و كند زبانى (و آداب نشناسى) آنان را تحمّل كن و تنگدلى و گنده دماغى را از خود دور ساز تا خدا كرانههاى رحمتش را بر تو بگسترد و ثواب فرمانبردارنش[٢] را بر تو واجب كند. (٥) پس هر چه مىبخشى به آسانى (و بىمنّت) بخش و در مقام خود دارى (و عدم امكان بخشش) به دلجويى و فروتنى پوزش خواه كه خداوند فروتنان را دوست دارد. (٦) و بايد گرامىترين ياورانت نزد تو آن كس باشد كه با ناتوانان نرمخوتر و خوش رفتارتر و مهربانتر است، ان شاء اللَّه.
(٧) سپس (افزون بر اين) برخى ديگر از كارهاى توست كه بايد خود به آنها بپردازى، يكى از آنها پاسخگويى (به نامههاى) كارگزاران توست كه دبيرانت از آن درمانند. و ديگرى گذراندن كارها و رفع نيازمنديهاى مردم در (همان زمان) گزارش ايشان به توست[٣] و نيز از آن جمله آگاهى بر بودجهاى است كه به دبيران و خزانهدارانت، از آنچه در اختيار دارند، مىرسد. در اين موارد سستى مكن و تأخير روا مدار و براى هر يك از اين كارها سرپرستى بگمار تا بر متصديان آنچنان نظارت كند كه تو دل و خاطر آسوده دارى، (٨) و بايد هر كارى را امضا مىكنى پس از انديشه و تأمّل با خود، و مشاوره با سرپرست آن، بىملاحظه و شرم او (از سويى) و بىاصرار او در مخالفت با تو (از سوى ديگر) باشد. (٩) سپس كار هر روز را همان روز بگذران زيرا هر روزى را كارى مخصوص به خود باشد. (١٠) پيش خود بهترين وقتها را براى آنچه ميان تو و خداوند مىگذرد (لحظات خاصّ عبادت) مقرّر ساز و
[١] در پارهاى نسخهها به جاى« عاقبة»[ عافية] آمده است.
[٢] ن: به جاى« ثواب اهل طاعته»[ ثواب طاعته- پاداش طاعتش را.].- م.
[٣] ن: به جاى« في قصصهم»[ يوم ورودها عليك بما تحرج به صدور اعوانك- در همان روز مراجعه به توست، كارهايى كه انجام آنها حوصله دستيارانت را تنگ مىكند.]