رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ١٢٦ - منشور على
با همسرش كند بايد زمان ماه نو و نيز نيمههاى ماه خود دارى كند كه شيطان در اين دو هنگام فرزند جويد. (١) از حجامت در چهارشنبه و آدينه بپرهيزيد زيرا چهارشنبه همواره نحس است و دوزخ بدان روز آفريده شده و در روز آدينه نيز ساعتى است كه هر كه در آن حجامت كند بميرد.
(٢)
منشور على ٧ به (مالك) اشتر هنگامى كه او را به ولايت مصر و اطراف آن گماشت
[١] به نام خداوند بخشنده مهربان (٣) اين است آنچه بنده خدا، على امير مؤمنان در فرمان خود به مالك اشتر پسر حارث[٢] هنگام گماشتن او بر مصر، بدو فرمان داده تا در گرد آورى خراج آن (سرزمين) و جهاد با دشمن و بهسازى (زندگى مادّى و معنوى) مردم و آبادانى آنجا بكوشد.
(٤) او را فرمان دهد به پرهيزگارى خدا و مقدّم شمردن طاعت او و پيروى از فرائض و سنّتهايى كه خداوند در كتاب خويش بدانها فرمان داده است كه جز با پيروى آنها كسى نيكبختى نيابد و جز با انكار و تباه سازى آنها كسى به بدبختى نيفتد، و اين كه خداى را به دست و دل و زبانش يارى كند، زيرا او بر عهده گرفته است كه ياوران خود را ياورى دهد چه او نيرومند با عزّت است. او را فرمايد كه از خواهشهاى نفس خود بكاهد زيرا نفس به بدى امر بسيار دهد مگر آن كه پروردگارم رحم آرد چه پروردگارم آمرزنده مهربانى است. و اينكه هنگام اشتباهات به كتاب خدا اعتماد كند زيرا بيان هر چيز در آن آمده و هدايت و رحمت براى گروه مؤمنان است. و اينكه خرسندى خدا را بجويد و
[١] گزيده اين منشور در نهج البلاغة و دعائم الاسلام با اختلافى آمده است.( از آنجا كه اين فرمان بسيار مشهور و معروف است و بارها نيز به فارسى ترجمه شده از بيان موارد اختلاف و فزونيهاى متن با ضبط نهج البلاغة كه از ظاهر ترجمه هم به خوبى پيداست خود دارى مىشود. ولى آنجا كه مطلبى در متن از حيث مضمون با نهج البلاغة مطابق ولى از لحاظ لفظ متفاوت است به اختلاف لفظ در پابرگ اشاره مىشود، ان شاء الله.- م.)
[٢] مالك بن حارث اشتر نخعى از مردم يمن و از ياران بزرگ امام ٧، مردى سخت بزرگوار و دلاور بود. آوردهاند چون طرمّاح بر معاويه درآمد معاويه بدو گفت: به پسر ابى طالب بگو: من لشكريانى به شماره دانههاى ارزن كوفه گرد آورده و اينك آهنگ پيكار او دارم. طرمّاح پاسخ داد: على ٧ را خروسى شكافته چشم است كه آن همه دانهها را برگيرد و معاويه از اين گفته او درهم شد.( مالك را از آن رو« اشتر» گفتهاند كه چشمش به ضربه شمشير شكافته بود. در عظمت شأن او همين بس كه مولاى متقيان امير مؤمنان ٧ در پيام خود به مصريان مالك را بدين گونه معرفى كرده است:« همانا من شمشيرى از شمشيرهاى خدا را به سوى شما فرستادم كه نه ضربت آن خطا دارد و نه تيزى آن كند مىشود، پس اگر شما را فرمان كوچ كردن دهد كوچ كنيد، و اگر شما را فرمايد كه بمانيد پس بمانيد، چه او جز به فرمان من پيشروى و عقبنشينى نمىكند و شما را به وجود او بر خود برگزيدم.( يعنى شما را در استفاده از وجود او بر خود ترجيح داده خويشتن را از مصاحبت چنان گرامى وجود همراه و همدمى محروم داشتم)- ترجمه تاريخ يعقوبى، ج ٢، ص ٩٩».- م.)