رهاورد خرد، ترجمه تحف العقول - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ١٠٧ - آموزشهاى امام
حاجتهايتان بپردازيد كه خداوند تبارك و تعالى فرمايد: وَ لَوْ أَرادُوا الْخُرُوجَ لَأَعَدُّوا لَهُ عُدَّةً- اگر اينان به راستى عزم رهسپارى داشتند براى آن تهيه و تداركى مىديدند.»[١] (١) هر گاه يكى از شما در آفتاب نشيند پشت به خورشيد كند زيرا درد درون را پديد كند. (٢) چون به حج رفتيد به خانه خدا بسيار بنگريد كه خداوند يك صد و بيست نظر رحمت در خانه حرمت بنيان خويش دارد كه شصت نظر از آن گردندگان (به دور حرم) و چهل نظر از آن نمازگزاران و بيست نظر از آن نگرندگان است. (٣) برابر خانه كعبه به هر گناه خويش كه به ياد داريد اعتراف كنيد و براى گناهانى كه به ياد نداريد بگوييد:
«پروردگارا هر چه را تو از ما به ياد دارى و ما خود فراموش كردهايم بر ما بيامرز»[٢] زيرا هر كه در آنجا به گناهانش اعتراف كند و آنها را بر شمارد و ياد كند و از خداى عزّ و جلّ آمرزش طلبد خدا را سزد كه آنها را بر او بيامرزد. (٤) پيش از فرود آمدن بلا به دعا پيشدستى كنيد زيرا درهاى آسمان در شش مورد گشوده شود: هنگام آمدن باران و هنگام پيشروى (رزمندگان) و به وقت اذان و خواندن قران و دم غروب خورشيد و بگاه سپيدهدمان. (٥) هر كه كالبد مردهاى را پس از سرد شدن مسّ كند غسل بر او واجب شود. (٦) هر كه مؤمنى را غسل دهد بايد پس از كفن كردن او غسل كند و بعد از آن مرده را مسّ نكند كه غسل بر او واجب شود. (٧)[٣] كفنها را بخور ندهيد و بر مردگان خود جز كافور عطرى نپاشيد زيرا مرده مانند كسى است كه احرام بسته باشد. (٨) خانواده خود را به گفتن سخن نيك بر سر مرده فرمان دهيد[٤] زيرا فاطمه دخت پيامبر خدا ٦ چون پدرش عليهما السّلام درگذشت و دختران هاشمى بر او مرثيه خواندند، گفت: (چنين) سوگوارى[٥] را ترك گوييد و دعا كنيد. (٩) مسلمان آينه برادر خويش است هر گاه لغزشى از برادر خود ديديد همه بر او هجوم نياوريد، او
[١] التوبة، ٤٦
[٢] عين عبارت استغفار چنين است: ما حفظته يا ربّ علينا و نسيناه فاغفره لنا.- م.
[٣] در متن چنين است:[ من غسّل مؤمنا فليغتسل بعد ما يلبسه اكفانه« و لا يمسّه بعد ذلك» فليجب عليه الغسل]( مصحح متن عربى ١٣٣٥ ش- ١٣٧٦ ق، آقاى على اكبر غفّارى در پا برگ آوردهاند):[ اى بعد ما يبرد قبل ان يغسّل] يعنى پس از آن كه سرد شد و پيش از غسل، ولى ظاهر عبارت ناظر بر اشكال مسّ كالبد مرده حتى پس از غسل ميّت است. در پابرگ صفحه ١٠٣ تحف العقول چاپ كتابفروشى اسلاميه تهران، ١٤٠٠ ه. ق در ترجمه فارسى ايشان توضيحى به گونه ديگر و چنين دادهاند كه ظاهرا مقرون به صواب است:[ اين قسمت( يعنى مرده را پس از غسل هم مس نكند)، ظاهرا نسخه بدل بوده و اشتباها از ناسخ داخل متن شده چنان كه در خصال صدوق هم نيست و ممكن است جزء متن هم باشد ولى خلاف اجماع است و بدان عمل نكردهاند.].
[٤] در متن« مروا اهاليكم» آمده كه به معنى امر كردن و واداشتن است و شايد« عزّوا- تعزيت و تسليت گوييد» باشد.( مراد آن كه كلماتى خوب و مناسب تعزيت و طلب مغفرت براى مرده گوييد يا او را دعا كنيد و به خويشانتان سفارش كنيد چنين گويند.- م.)
[٥] در متن« حداد» است كه به معنى ترك زينت و پوشيدن جامه سياه به نشانه سوگوارى است و در خصال به جاى« اتركوا المداد»،« دعوا التعداد» آمده است:« .... تمام دختران بنى هاشم به او( حضرت فاطمه عليها السّلام) كمك كردند پس به آنان گفت:« دعوا التعداد- اين ترتيبات و وسايل( سوگوارى) را وانهيد»