اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٤٣٠ - سپيدرويان و سيهرويان
وَقَالَتِ امْرَأَةُ فِرْعَوْنَ قُرَّتُ عَيْنٍ لَي وَلَكَ لَا تَقْتُلُوهُ عَسَى أَن يَنفَعَنَا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَداً.[١]
زن فرعون گفت: « [اين كودك يعنى موسى] مرا و تو را روشنىِ چشم است. او را مكشيد، اميد است كه ما را سودى دهد يا او را به فرزندى بگيريم».
يكى از خواستههاى «عِباد الرَّحْمنِ»، اين است كه خداوند، همسران و فرزندانى به آنان ببخشايد كه ديدگانشان، بدان آرامش و قرار گيرد و با داشتن آنها، از مردمان (ارباب بىمروّت دنيا) بى نياز باشند:
يَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ.[٢] گويند: پروردگارا! از همسرانمان و فرزندانمان، ما را روشنىِ چشمها ببخش.
در اين بخش از سخن امام (ع)، به دو نمونه از ويژگىهاى حَشْرِ آدميان و برانگيختنشان در روز رستاخيز، اشاره شده است:
١. در آن روز، ديدگان، از ديدنِ صحنه هولانگيز و هراسناك رستاخيز، به خيرگى افتند و آدميان، حيران و سرگردان وارد «مَحْشَرْ» شوند:
يَسْأَلُ أَيَّانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ. فَإِذَا بَرِقَ الْبَصَرُ. وَخَسَفَ الْقَمَرُ. وَجُمِعَ الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ. يَقُولُ الْإِنسَانُ يَوْمَئِذٍ أَيْنَ الْمَفَرُّ.[٣] [آدمى] مىپرسد: «روز رستاخيز، كى خواهد بود؟» پس آن گاه كه چشم [از ترس] خيره شود و ماه تيره گردد.
و خورشيد و ماه جمع شوند به گونهاى كه نورشان برود و هر دو تيره گردند، و نظام جهان به هم ريزد]. آن روز، آدمى گويد: «گريزگاه كجاست؟».
٢. در آن روز، صفها از يكديگر جدا مىشوند؛ مؤمنان از كافران، موحّدان از مشركان، ستمگران از ستمديدگان، و پاكان از پليدان، جدا مىگردند و مردم، با ظاهرى گوناگون، وارد عرصه رستاخيز مىشوند. اين گونهگونىِ ظاهرى، روشنگر درستى و نادرستى عقايد و باورها و شناساننده نيكىها و بدىهاى افكار و انديشهها و رفتارهاى آدميان نيكو كار و
[١] - قصص، آيه ٩
[٢] - فرقان، آيه ٧٤
[٣] - قيامت، آيه ٦- ١٠