اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٣٧٧ - برزخ(حدفاصل ميان مرگ و رستاخيز)
«من نيّت نيك تو هستم كه در دنيا بر آن بودى، و رفتار نيكوى تو هستم كه انجام دادهاى».
و در همان روايت فرمود:
هنگامى كه كافر را در قبر مىگذارند، درى از عالم غيب به روى او گشوده مىشود و جايگاه خود را در آتش دوزخ مىبيند. ثُمَّ يَخْرجُ مِنْهُ رَجُلٌ اقْبَحُ مَنْ رَأى قَطُّ. فَيَقُولُ: يا عَبْدَاللَّهِ مَنْ انْتَ؟ ما رَأيتُ شَيئاً اقْبَحُ مِنْكَ. قال:
فَيَقُولُ: أنَا عَمَلُكَ السَّىِءُ الَّذى كُنْتَ تَعْملُ وَ رَأيُكَ الْخَبِيثُ. آن گاه از همان درى كه به روى او گشوده شده، مردى زشت روى كه چون او را تا آن هنگام نديده است، وارد مىشود. كافر به او مىگويد: «اى بنده خدا، تو كيستى؟ زشت روتر از تو نديدهام؟» در پاسخ مىگويد: «من، رفتار ناشايسته تو هستم كه در دنيا انجام مىدادى، و نيّت ناپاك و انديشه بد توام كه بر آن بودى».
در اينجا براى توضيح بيشتر درباره زندگى پس از مرگ، شايسته است به رؤياى صادقه مرحوم آيت اللَّه حاج ميرزا على آقاى شيرازى كه روشنگر زندگى و تجسم خلق و خوى و رفتارهاى آدمى است، به نقل از استاد شهيد مرتضى مطهرى (ره) اشاره شود: مرحوم حاج ميرزا على آقا- اعلى اللَّه مقامه- ارتباط قوى و بسيار شديدى با پيغمبر اكرم و خاندان پاكش (ع) داشت. اين مرد در عين اينكه فقيه در حدّ اجتهاد و حكيم و عارف و طبيب و اديب بود و در بعضى از قسمتها، مثلًا طب قديم و ادبيّات، از طراز اوّل بود و قانون بوعلى را تدريس مىكرد، از خدمتگزاران آستان مقدس حضرت سيد الشهداء (ع) بود. منبر مىرفت و موعظه مىكرد و ذكر مصيبت مىفرمود. كمتر كسى بود كه در پاى منبر اين مرد عالم مخلص متقى بنشيند و منقلب نشود. خودش هنگام وعظ و ارشاد كه از خدا و آخرت ياد مىكرد، در حال يك انقلاب روحى و معنوى بود و محبت خدا و پيامبرش و خاندان پيامبر در حدّ اشباع، او را به سوى خود مىكشيد. با ذكر خدا دگرگون مىشد. مصداق قول خدا بود: انَّما الْمُؤمِنُونَ الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آيَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِيمَاناً وَعَلى رَبِّهِمْ