اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٣٥٢ - افزونى و دوام نعمت در پرتو ستايش و سپاس
پيامبر پُرآوازهاى كه نام نيك و ياد خير او، مانند خورشيد و ماه در افق و مدار بلندى است كه بر همه كس و در هر عصر و روزگار، به فراخور استعداد مىتابد و تيرگى اوهام و انديشهها و انحرافهاى بشر، هرگز ياراى آن را ندارد كه از تابندگىاش بكاهد؛ چه رسد به اينكه بازش دارد. طنين گواهى به رسالت او، همراه با گواهى به توحيدِ خداوند جهان، هر روز در افقهاى گوناگون به گوش مىرسد و در قرنهاى متمادى و با همه دشمنىهاى دشمنان و ندانمكارىهاى پارهاى از پيروانش، روز به روز، نام او وسعت بيشترى مىيابد:
وَ رَفَعْنا لَكَ ذِكْرَكَ.[١] و [آيا] نام و آوازهات را بلند نكرديم؟
|
مصطفى را وعده كرد الطاف حق |
گر بميرى تو، نميرد اين سَبَق |
|
|
من كتاب و معجزت را رافعم |
بيش و كم كن را ز قرآن، مانعم |
|
|
من تو را اندر دو عالم حافظم |
طاعنان را از حديثت رافضم |
|
|
كس نتاند بيش و كم كردن دَر او |
تو به از من حافظى ديگر مجو |
|
|
رونقت را روزْ روز، افزون كنم |
نام تو بر زرّ و بر نقره زنم |
|
|
منبر و محراب سازم بهر تو |
در محبَّت قهرِ من شد قهر تو |
|
|
من مناره پُر كنم آفاق را |
كور گردانم دو چشم عاق را |
|
|
چاكرانت شهرها گيرند و جاه |
دين تو گيرد ز ماهى تا به ماه |
|
|
تا قيامت باقَىاش داريم ما |
تو مترس از نسخ دين، اى مصطفى![٢] |
|
بر اين اساس، امام على بن حسين (ع)، به ستايشى مىانديشد كه در سايهسار آن، به منزلتى دست يابد كه نه تنها از يادها نرود؛ بلكه «ذكر جميل» و يادِ خوش او، همواره چون خاطرهاى زيبا و دلنواز، ذهن و دل پسينيان را بنوازد و چون تابلوى درخشنده در عرصه هدايت انسانها، مسير تعالى را به آنان بنمايايد. از اين رو، ستايشى درخور و بايسته از خداوند مىطلبد كه در پرتو آن، در زمره ستايندگان و شاكرانش خوشنام بماند.
[١] - انشراح، آيه ٤
[٢] - مثنوى، دفتر سوم، بيت ١١٩٧- ١٢٠٥.