اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٣١٧ - گستره ربوبيت خداوند
المُوجوُداتِ، نَحْوُ قُولِهِ:[١] «بَلْدَةٌ طَيبةٌ وَ رَبٌّ غَفُورٌ.[٢] شهرى است خوش و پرنعمت و خداوندگارى آمرزگار».
بى ترديد، واژه «ربّ» در قرآن كريم و روايات و نيز در لغت، در موارد و مصداقهايى به كار رفته است كه همگى آنها صورت گسترش يافته يك معنا است. در اين جا به پارهاى از آنها اشاره مىشود:
١. تربيت و پرورش؛ خواه مصدر از «ربا يَرْبُو» باشد يا از «رَبَّ يَرُبُّ» مانند نَّم يَنُّم باشد؛ مانند «رَبَّ الْوَلَدَ رَبَّاهُ: فرزند را پروريد».
٢. مراقبت و اصلاح و به سامان آوردن؛ مانند «رَبَّ ضَيْعَتهُ»: به اصلاح مزرعه خود پرداخت و آن را به سامان آورد.
٣. حكومت و سياست؛ «رَبَّ فَلانٌ قَوْمَهُ. ساسَهُمْ وَ جَعَلَهُمْ يَنْقادُونَ لَهُ»: بر قوم خويش حكومت كرد و به اداره امور آنان پرداخت، و آنان را به پيروى از خود، واداشت.
٤. مالك؛ در سخن پيامبر اكرم ٦ آمده است كه فرمود: «ارَبُّ غَنَمٍ امْ رَبُّ ابِلٍ»: آيا تو مالك گوسفندى يا شتر؟
٥. صاحب؛ رَبُّ الّدارِ؛ صاحب خانه. در قرآن كريم آمده است: «فَلْيَعْبُدوا رَبَّ هذا الْبَيتِ.[٣] پس بايد خداوند (صاحب) اين خانه را پرستش كنند».
روشن است كه در همه اين موارد و مانند آنها، واژه «رَبّ» در معناى گسترش يافته يا در مصداقهاى آن، به كار رفته است كه در نهايت به يك معناى اصيل باز مىگردد كه حاوى همه آن معناهاست؛ يعنى «مَنْ فُوِضِّ الَيْهِ امْرُ الّشىِ مِنْ حَيْثُ الْاصْلاحِ وَ التَّدبيرِ وَ الّتَربِيَة. كسى كه تدبير و اداره و تربيت و به سامان رساندن چيزى يا انسانى به او واگذار شده است». بنا بر اين، «مَنْ بِيَدِهِ اثُر الَّتْدبيرِ وَ الْادارَةِ وَ التّصرُّفِ» مفهوم كلّى و گستردهاى است كه در همه مصداقهاى ياد شده، يعنى «تربيت، پروراندن و سامان بخشى، حاكميت، اداره، مالك بودن و نيز صاحب بودن» تحقق مىيابد؛ بدين معنا كه اگر به مربّى كودك
[١] - مفردات الفاظ قرآن، ص ٣٣٦
[٢] - سبا، آيه ١٥
[٣] - قريش، آيه ٣