اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٢٣٢ - مصطفى فرمود دنيا ساعتى است
در جاى ديگر فرمود:
أَوَلَا يَذْكُرُ الْإِنسَانُ أَنَّا خَلَقْنَاهُ مِن قَبْلُ وَلَمْ يَكُ شَيْئاً.[١] آيا آدمى به ياد نمىآورد كه ما او را از پيش بيافريديم و هيچ چيز نبود.
به زكرياى پيامبر فرمود:
وَقَدْ خَلَقْتُكَ مِن قَبْلُ وَلَمْ تَكُ شَيْئاً.[٢] و همانا پيش از اين، تو را بيافريدم، در حالى كه چيزى نبودى.
پس براى نخستين بار، او را از خاك آفريد: (مِنْ تُرابٍ)؛[٣] و از گِلى چسبنده: (مِنْ طينٍ لازِبٍ)؛[٤] و از گِلى خشك و برآمده از لجنى بويناك (من صَلْصالٍ مِنْ حَمَاءٍ مَسْنُونٍ).[٥] آن گاه نسل (فرزندان) او را از چكيدهاى از آبى سست و پست پديد آورد: (ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِن سُلَالَةٍ مِن مَاءٍ مَهِينٍ)؛[٦] از نطفه: (مِنْ نُطْفَةٍ)؛[٧] از منى كه [در رَحِم] ريخته مىشد: (مِنْ مِنَّىٍ يُمْنى).[٨] سپس از خونى بسته و آن گاه از پاره گوشتى، با آفرينشى تمام يا ناتمام: (ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ مِنْ مُضْغَةٍ مُخَلَّقَةٍ وَ غَيْرِ مُخَلَّقَةٍ).[٩]
آن گاه، براى مدّتى معيّن (حدود نُه ماه) در زهدان نگاه داشته مىشوند و پس از آن، پاره گوشتها را به استخوانها تبديل كرده، از آن پس، استخوانها را از گوشت مىپوشانَد.
سپس او را به آفرينشى ديگر باز مىآفريند و آن گاه به صورت كودكى بيرون مىآورد و در دامان لطف و مهر خويش بپرورد تا به نيرومندى خويش برسد.
برخى را در خُردى مىگيرد و برخى ديگر را تا فروترين دوره زندگى باز مىبرد، تا آنجا كه در پىدانايى چيزى ندانند تا اينكه مرگشان فرا رسد. آن گاه در
[١] - مريم، آيه ٦٧
[٢] - مريم، آيه ٩
[٣] - حج، آيه ٥
[٤] - صافات، آيه ١١
[٥] - حجر، آيه ٣٣
[٦] - سجده، آيه ٨
[٧] - حج، آيه ٥
[٨] - قيامت، آيه ٣٧
[٩] - حج، آيه ٥