اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ١٨٦ - ستايش خداوند و سپاسگزارى از نعمتهاى او
|
هر چه انديشى پذيراى فناست |
وان كه در انديشه نايد، آن خداست |
|
|
آن مگو، چون در اشارت نايدت |
دَم مزن، چون در عبارت نايدت |
|
|
نِى اشارت مىپذيرد، نِى بيان |
نه كسى زو علم دارد، نه نشان |
|
|
هر كسى نوع دگر در معرفت |
مىكند موصوف غيبى را صفت |
|
|
فلسفى از نوع ديگر كرده شرح |
باحثى، مر قول او را كرده جرح |
|
|
و آن دگر در هر دو طعنه مىزند |
و آن دگر از زرق جانى مىكند |
|
|
هر يك از ره، اين نشانها زآن دهند |
تا گمان آيد كه ايشان زآن دِهاند |
|
|
درگذر از نام و بنگر در صفات |
تا صفاتت ره نمايد سوى ذات.[١] |
|
توان و ظرفيّت انواع معرفت آدمى، چه معرفت تجربى، و چه معرفت عقلى، و چه معرفت شهودى، محدود است و حقايق بسيارى است كه دست انديشه و تجربه آدمى از آنها كوتاه، و دلِ عارفان و حتّى دل اصفيا و اولياى آنان نيز، قدرت شهود آنها را ندارد. از اين رو، در وصف جمال، فرو ماندهاند: «عَجَزَتْ عَنْ نَعِتِه اوْهامُ الْواصفينَ».
بنا بر آنچه كه در اين نكته به تفصيل گفته شد، آدميان در حوزه معرفت، خواه علمى و عقلى، و خواه قلبى و شهودى، توان و ظرفيت محدود دارند. حتّى آنان كه «شهسوار يكّهتازِ عقلِ عقلاند»، نمىتوانند پا را از حدّ مجاز خود، فراتر نهند. از اين رو، تواضع در حوزه معرفت، اقتضايش اين است كه صاحبان انديشه كه در محدوده صُوَر ذهنى و مفاهيم
[١] - لب لباب مثنوى، ص ٣٩٧.