اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ١٢٥ - پرسشهايى چند درباره دعا
يا اباذَرَ! الا اعَلِّمُكَ كَلِماتٍ يَنْفَعَكَ اللَّهُ- عَزَّ وَ جَلَّ- بِهِنَّ؟ قُلْتُ. بَلى يا رَسُوَل اللَّهِ، قالَ ٦: احْفَظِ اللَّهَ يَحْفَظَكَ اللَّهُ، احْفَظَ اللَّهَ تَجِدْهُ امامَكَ، تَعَرَّفَ الىَ اللَّهِ فِى الرَّخا يَعْرِفُكَ فِى الشّدَّةِ، وَ اذا سَأَلْتَ فَاسْئَل اللَّهِ، وَ اذا استَعَنْتَ فَاسْتَعِنْ بِاللَّهِ، فَقَدْ جَرى الْقَلَمُ بِما هُوَ كائِنٌ الىَ يَوْمِ الْقِيامَةِ، وَ لَوْ انَّ الخَلْقَ كُلَّهُم جَهَدُوا عَلى انْ يَنْفَعُوكَ بِما لَمْ يَكْتُبْهُ اللَّهُ لَكَ ما قَدَروُا عَلَيْهِ.[١] اى ابوذر! آيا سخنانى را به تو نياموزم كه خداى بدانها تو را سود مىرساند؟ گفتم: چرا، اى پيامبر خدا! فرمود: حريم خدا را پاس بدار، تا خدا حريمت را پاس بدارد. حريم خدا را پاس بدار تا در همه جا و همه كارها، او را در پيش روى خود ببينى. در روزگار خوش و آسايش، او را بشناس [و به ياد او باش] تا در سختى تو را بشناسد [و به ياد تو باشد]، و هر گاه مىخواهى از او بخواه، و هر گاه كه مدد مىخواهى، از خدا بخواه؛ چرا كه قلم قضا بر هر آنچه كه تا روز رستاخيز پديد آيد، جارى گشته و همه را نوشته است. و اگر همه آفريدهها بكوشند كه سودى را كه خداوند ننوشته است، به تو برسانند، نمىتوانند.
از اين روايت بر مىآيد كه نيايش و دعا، اگر مصرّانه و مستمر باشد و از ژرفاى جان انجام گيرد، به طور قطع به اجابت مىرسد، و نه تنها قضاى غير حتمى خداوند را بر مىگرداند، بلكه بر قضاى حتمى او نيز چيره مىگردد. آرى! آن گاه كه «تقدير» نيست و از «تدبير» نيز كارى ساخته نيست، «خواستن» اگر با تمام وجود، با بسيج همه اندامها و نيروى روح و با قدرتى كه در «صميميت» است، تجلى كند، اگر همه هستىمان را به يك «خواسته» تبديل كنيم و اگر با هجومها و حملههاى صادقانه و سرشار از يقين و اميد و ايمان، «بخواهيم»، پاسخ خويش را خواهيم گرفت.
«ايمانِ نيرومند، مىآفريند. هر درِ فرو بستهاى كليدش در دست ما نيست و با سرانگشتِ مهارت، حيله، تدبير و نبوغ باز شدنى نيست، با حمله تند و سرسختانه خواستنى كه از قدرتِ اعجازگرِ يقين و عشق و اخلاص، حالت
[١] - بحار ألانوار، ج ٧٧، ص ٨٨