اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٦١ - آداب دعا
خواهم، براى نياز خود، او را بخوانم و بىسفارش كسى، هر جا كه خواهم، براى راز خويش، با او خلوت گزينم. پس [پاسخم گويد و] نيازم را برآوَرَد.
به تكرار در قرآن كريم و سخنان بزرگان دين، بدين رخصت و اذن و فراخوانى خداوند، اشاره شده است:
يا ايُها الّذينَ آمَنُوا اذْكُرُوُا اللَّهَ ذِكْراً كَثيراً، وَ سَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَ اصِيلًا.[١] اى كسانى كه ايمان آوردهايد! خداى را بسيار ياد كنيد، و او را بامداد و شبانگاه (شبانه روز) تسبيح گوييد.
|
اين دعا تو امر كردى ز ابتدا |
ور نه خاكى را چه زَهره اين بُدى؟[٢] |
|
|
هم ز اوّل تو دهى ميل دعا |
تو دهى آخِر دعاها را جزا[٣] |
|
|
اين دعا هم بخشش و تعليم توست |
گرنه، در گلخن گلستان از چه رُست؟[٤] |
|
اميرمؤمنان على (ع) در سفارش به فرزندش امام حسن (ع) مىفرمايد:
وَاعْلَمْ انَّ الّذى بِيَدِهِ خَزائنُ السَّمواتِ وَ الْارْضِ قَد اذِنَ لَكَ فىِ الدّعاء وَ تَكَفَّلَ لَكَ بِالإجابَةِ. وَ امَرَكَ انْ تَسْألَهُ لَيُعْطِيَكَ وَ تَسْتَرحِمَهُ لِيَرْحَمَكَ.[٥] و بدان! كسى كه گنجينههاى آسمان و زمين در دست اوست، تو را در دعا رخصت داده و پذيرفتن دعايت را بر عهده نهاده، و تو را فرموده كه از او بخواهى تا به تو بدهد و از او بطلبى تا تو را بيامرزد.
و همچنين مىفرمايد:
ثُمَّ جَعَلَ فىِ يَدَيكَ مَفاتِيحَ خَزائِنِهِ بِما اذِنَ لَكَ مِنْ مَسْألَتِهِ، فَمَتى شِئتَ اسْتَفْتَحْتَ بِالّدعاء ابْوابَ نِعْمَتِهِ، وَ اْستَمْطَرْتَ شَآبِيبَ رَحْمَتِهِ.[٦] سپس،
[١] - احزاب، آيه ٤١- ٤٢
[٢] - مثنوى، دفتر ششم، بيت ٢٣١٩.
[٣] - همان، دفتر چهارم، بيت ٣٥٠٠
[٤] - همان، دفتر دوم، بيت ٢٤٤٩
[٥] - نهج البلاغة، نامه ٣١
[٦] - همان جا