اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٥٩ - ادب دعا
الْمِيزانَ، الّاتَطْغَوا فىِ الْميزانِ، وَ اقيمُوا الْوَزْنَ بِالْقَسْطِ وَ لا تُخْسِروُ الْميزانَ.[١] خورشيد و ماه به حسابِ [معيّنى] در كارند. و گياه (گياه بىساقه) و درخت، سجده مىآرند. و آسمان را برافراشت و ترازو را [در-/ ميان بندگان] بنهاد، كه در ترازو از حد مگذريد (تجاوز و خيانت مكنيد، و سنجش را به داد و انصاف بر پا داريد)، ترازو را راست داريد [و آن را مكاهيد] و در سنجيدن و وزن كردن با كم دادن خيانت مكنيد.
از اينجاست كه پيران طريقت گفتهاند: «كمال ادب، هيچ كس را نبود، مگر انبيا و راستان را»[٢] و اگر گفتهاند: «مازاغَ الْبَصَرُ وَ ما طُغى. چشم [پيامبر]، نه كژ ديد و نه از حد در گذشت»،[٣] اشارت به ادب پيامبر گرامى اسلام در ساحتِ بندگى و قرب خداوند است.
و چون حيات آدمى را هدفى برتر و والاتر از توحيد نيست، يعنى يگانه دانستن خداوند در حوزه باورها، و يگانه شدن استعدادها و امكانات آدمى و در نهايت، يگانه شدن جامعه انسانى در گستره رفتارها، در سمت و سوى قرب به خداوند. اساساً در مقام مناجات و نيايشِ خداوند و خواندنِ آفريدگارِ جهانيان و خواستنِ از او، كه زيباترين و دلانگيزترينِ جلوه و نمادِ بندگى و تقرّب است، رعايت ادب و ظرافت و زيبايى در گفتار و رفتار و نگاهداشت حدّ و اندازه و آگاهى از موقفِ خويش، امرى مطلوب و مرغوب است و در تأثير گذارى تقاضاى آدمى و جذبِ مهر و لطف و شفقتِ الهى نقشى اساسى دارد.
|
از خدا جوييم توفيقِ ادب |
بىادب، محروم گشت از لطفِ رَبّ |
|
|
بىادب، تنها نه خود را داشت بد |
بلكه آتش در همه آفاق زد |
|
|
مائده از آسمان در مىرسيد |
بىشِرا و بيْع و بى گفت و شنيد |
|
|
در ميان قوم موسى چند كس |
بى ادب، گفتند: كو سير و عَدس؟ |
|
|
منقطع شد خوان و نان از آسمان |
مانْد رنجِ زرع و بيل و داسِمان |
|
[١] - الرحمن، آيه ٥- ٩
[٢] -« كَمالُ الْادَبِ لايَصْفُوا الّا لِلأنبياءِ وَ الصدِّيقين».( رساله قشيريّه، ص ٤٠٨)
[٣] - همان جا