اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٥١ - ادب دعا
الْادَبُ انْ تَجْمَعَ النَّاسَ الى طَعامِكَ. وَ هِىَ الْمَادَبَةُ وَ الْمَأدُبَةُ. وَ الْادِب الداعى.[١] ادب، آن است كه مردم را بر سر سفره غذا گِرد آورى، و چنين سفرهاى را «مأدُبه» گويند، و «ادِب»، ميزبان و مهماندار است. آن گاه مىافزايد: وَ مِنْ هذا القِياسِ الْادَبُ أَيضاً لِانَّهُ مُجْمَعٌ عَلى اسْتِحسانِهِ.[٢] ادب نيز بر اين اساس است؛ چرا كه نيكويى آن، مورد وِفاق و اتّفاقِ همگان است.
ابن منظور مىگويد: الَأدَبُ، الَّذى يَتَأدَّبُ بِهِ الْاديبُ مِنَ النَّاسِ؛ سُمِّىَ ادَبَاً لِانَّهُ يأدِبُ الَى الْمَحامِد، وَ يَنْهاهُم عَن المَقابِح.[٣] «ادَب، آن است كه انسان فرهيخته، اخلاق و رفتار خويش را بدان بپيرايد، يا ادب آن چيزى است كه اديب به ديگران مىآموزد. ادبش نامند؛ چرا كه مردمان را به خصلتهاى نيكو و رفتارهاى شايسته فرا مىخواند و از رذيلتها و زشتىها باز مىدارد.
علا مه طباطبايى مىگويد: ادَب، هيئتِ زيبا و پسنديدهاى است كه مىسِزَد رفتار آدميان، رفتارى كه از نظرِ شريعت و عقل، مجاز و رواست، بر وفق و ترازِ آن انجام گيرد؛ همچون رسم و آيين نيايش و مناجات با خدا و آداب برخورد و ديدار با دوستان. به تعبير ديگر، ادب، همان ظرافت و زيبايى رفتار آدمى است و روشن است كه رفتار آدمى، آن گاه ظريف و زيبا و دلرباست كه، اوّلًا روا و شايسته است، و به لحاظ شريعت، حرام و ممنوع نباشد. از اين رو، در عرصههاى ستم و دروغ و خيانت و كارهاى زشت و ناروا، ادب معنا ندارد. ثانياً رفتارى اختيارى است، بدين معنا كه در هيئتها و شكلهاى گونهگون تحقّق مىيابد؛ يعنى بتوان نام رفتار مؤدّبانه و غير مودّبانه بر آن نهاد، ولى شخص مودّب، آن را در شكل و قوارهاى مىآورد كه گواه و نمونه روشنِ ادب است؛ مانند ادبِ غذا خوردن در اسلام، كه آغاز آن، گفتن «بِسْمِ اللَّهِ الَرّحْمنِ الرَّحيمِ» و پايانش گفتن «الْحَمْدُ للَّهِ» است، و نيز دورى گُزيدن از پُرخورى و مانند آن كه در آداب خوردنىها و نوشيدنىها به تفصيل آمده است. و همين گونه،
[١] - معجم مقاييس اللغة، ج ١، ص ٧٤
[٢] - همان، ص ٧٥
[٣] - لسان العرب، ج ١، ص ٢٠٦