اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٤٥١ - ٣ چيرگى آدمى بر ديگر آفريدگان
قلمرو زمينى كه به او اجازه حاكميّت برآن داده شده است و قادر است اراده و مشيّت مولاى جهان را اجرا كند. اين، ناشى از آن است كه زندگى او، در محضر خداوند است و او دائماً به ياد خداوند متذّكر است و درمقام مخلوقى عمل مىكند كه بازتاب يا باز تاباننده حكمت و قدرت خداوند در اين جهان است. به همين جهت است كه در متون اسلامى، از انسان با عنوان «اشرف مخلوقات» ياد مىشود.
همه مخلوقات، از آن حيث كه مخلوق خداوند و بازتاب يا باز تاباننده جنبهاى از حكمت خداوند هستند- شريفاند؛ ولى انسان، از آن جهت كه به مستقيمترين وجهى، منعكس كننده حكمت الهى و به كاملترين وجهى، مظهر صفات الهى است- اشرف همه مخلوقات است.
انسان، تنها موجودى است كه در مركز يا كانون اين جهان قرار دارد و هم از اين روست كه تنها او، به تمامِ معنا، خليفه خداوند است. انسان، قدرت دارد كه بر همه مخلوقات ديگر سلطه پيدا كند؛ امّا مسئوليت نيز دارد كه از همه مخلوقات مراقبت نمايد و مسئوليت او، از همه مخلوقات ديگر، بيشتر و عظيمتر است؛ زيرا به او آگاهى و ادراكى عطا شده است كه بتواند ذات خداوند را دريابد و از دستور او اطاعت كند و در عين حال، اين آزادى و امكان نيز به او داده شده است كه بتواند از دستور خداوند، اطاعت نكند:
وَقُلِ الْحَقُّ مِن رَبِّكُمْ فَمَن شَاءَ فَلْيُوْمِن وَمَن شَاءَ فَلْيَكُفُرْ.[١] و بگو: سخن راست و درست، از پروردگار شماست. پس هر كه بخواهد، ايمان بياورد و هر كه بخواهد، كافر شود.
به بركت اينكه آدمى حامل خصوصيات يك موجود خداگونه است و جايگاه محورى در اين عالم دارد، با شكوفا شدن استعدادهاى ويژهاش بر ديگر آفريدگان- از چارپايان و درندگان و دريازِيان و پرندگان و هر جنبندهاى كه حواسِّ آدميزاد، به تميز و تشخيص خرد و «نطق» به معناى درك مسبوق به انديشه و تعقّل آن را در مىيابد، حتى فرشتگان- برترى يافته است:
[١] - كهف، آيه ٢٩