اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٣٤٧ - افزونى و دوام نعمت در پرتو ستايش و سپاس
شود؛ چرا كه همه نيكىهايت بر اساس تفضّل، و همه نعمتهايت بدون آغاز و بىسابقه استحقاق و سزاوارى است: اذْ جَميعُ احْسانِكَ تَفَضُّلٌ، وَ اذْ كُلُّ نِعَمِكَ ابْتِداءُ.[١]
نكته مهمتر اينكه ستايش خداوند و سپاسگزارى از نعمتهاى او، به معناى درك درست نعمتها و حُسن مجاروت و عكسالعمل مناسب در برخورد با آنها و به كاربردنشان در مقصد و منظورى كه آفريده شدهاند و قدرشناسى از آفريدگارِ نعمتبخش (مُنعِم)، علاوه بر اينكه خود از بزرگترين نعمتهاست و ستايش و سپاس ويژه را مىطلبد،[٢] مايه دوام و بقاى حيات آدمى است.
به راستى، اگر خداى كريم، موهبت ستايش و آيين سپاسگزارى، يعنى راه درست برخورد با نعمتهايش را نياموخته بود، آدميان در اين مواجهه و رويارويى گريزناپذير كه با نعمتها دارند، چه عكسالعملى از خود نشان مىدادند؟
«تأمّل و دقّت در دستاورد انسان امروز، انسان متجدّد كه خود را به جاى خداوند نشانده و از ستايش خدا و سپاسگزارى از نعمتهايش خويش را بىنياز مىبيند، در برخورد نادرست با طبيعت، كه زيباترين جلوه رحمت و با شكوهترين تجلّى الهى است، ما را به درك و دريافت عميقتر اين موهبت، يعنى ستايش خداوند و سپاسگزارى از نعمتهايش- كه جوهر دين و حقيقت اسلام و موجب رشد و كمال انسان در همه شئون هستى است- نزديكتر مىكند.
امروزه، همه از خطر جنگ، انفجار جمعيت و يا آلودگى هوا و آب سخن مىگويند؛ امّا معمولًا همان افرادى كه اين مشكلات آشكار را تشخيص مىدهند، از ضرورت «توسعه» بيشتر و يا جنگ عليه «بدبختى بشرى» كه از شرايط تحميل شده توسط نفس
[١] - صحيفه سجّاديه، دعاى ١٢
[٢] - كَيْفَ لى بِتَحصيلِ الْشُّكّر وَ شُكْرى ايَّاكَ يَفْتَقِرُ الى شُكْرٍ فَكُلَّما قُلْتُ، لَكَ الْحَمْدُ وَجَبَ عَلَىَّ لِذلِكَ انْ اقُولَ« لَكَ الْحَمْدُ». چگونه به شكر گزارىات نايل گردم، در حالى كه شكر من از تو، خود، شكرى ديگر مىطلبد. از اين رو، هر گاه كه زبان به ستايش و سپاس تو گشودم و« لَكَ الْحَمْد» را زمزمه كردم، خود سپاس و ستايشى ديگر بر عهدهام نهاد.( مفاتيح الجنان، مناجات الشاكرين).
از دست و زبان كه بر آيد كز عهده شكرش به در آيد