اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٢٩٤ - روشهاى خداشناسى
صدر المتالّهين در اين زمينه، از آياتى ياد مىكند كه در آنها از گرايش و توجه انسان به خدا و پناه بردن به او در وقت بيچارگى، بحث شده است؛ مانند:
وَإِذَا غَشِيَهُم مَوْجٌ كَالظُّلَلِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ فَمِنْهُم مُّقْتَصِدٌ وَمَا يَجْحَدُ بِآيَاتِنَا إِلَّا كُلُّ خَتَّارٍ كَفُورٍ.[١] و چون آنان- سرنشينانِ كشتى- را موجى مانند سايبانها (كوه سان) فراگيرد، خداى را بخوانند، در حالى كه دين (عبادت و طاعت) را ويژه او كنند. و چون آنان را به سوى خشكى برهانَد، پس [تنها] برخى از ايشان، ميانهرو [و بر راه راست توحيد] باشند. و جز فريبكاران و پيمان شكنانِ ناسپاس، نشانههاى ما را انكار نكنند.
فَإِذَا مَسَّ الْإِنسَانَ ضُرٌّ دَعَانَا.[٢] و چون آدمى را گزندى فرا رسد، ما را بخواند.
استيلاى ظهور خداوند، زمينهساز شناخت اوست
نكته بسيار مهمّى كه امام (ع)، در قلمرو معرفت خداوند، در اين فقره از نيايش، بدان اشاره فرموده است و در حقيقت، از معارف نابى است كه در مكتب معرفتى اهل بيت (ع) باليده و بارور گشته است، «شناخت خداى تعالى به خود خداست»؛ بدين معنا كه همه راههاى شناخت خداوند- چه راههاى خصوصى كه در كتابهاى فلسفى و كلامى و عرفانى و علمى بدانها پرداخته شده، و چه راههاى عمومى كه به شمار انفاس خلايقاند- از بالا و از سوى خداوند، به روى آدميان گشوده شده است.
بىترديد، براى بسيارى از كسانى كه ذهنشان، در بسترهاى برهان و استدلال، باليده و غرق در اصطلاحات فلسفى و كلامى و فرمولهاى علمى محضاند و مىكوشند تا به شيوه منطقى و علمى و به روش فيلسوفان و متكلمان، از چينش مقدمات ويژهاى
[١] - لقمان، آيه ٣٢
[٢] - زمر، آيه ٤٩