اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٢٩٠ - روشهاى خداشناسى
در روش قرآن، توجه به شگفتىهاى صُنع در آسمان و زمين، خاصّه در وجود انسان (معلول) مىتواند توجه كننده را به وجود خدا (علّت)، رهنمون گردد. اين گونه توجه، يعنى سير از معلول به علّت، در اصطلاحِ اهل حكمت و منطقْ «برهانِ انّ» ناميده مىشود.
إِنَّ في خَلْقِ السَّموتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّيلِ وَالنَّهَارِ وَالْفُلْكِ الَّتي تَجْري فِي الْبَحْرِ بِمَا يَنْفَعُ النَّاسَ وَمَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّماءِ مِن مَاءٍ فَأَحْيَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَبَثَّ فِيهَا مِن كُلِّ دَابَّةٍ وَتَصْرِيفِ الرِّيَاحِ وَالسَّحَابِ الْمُسَخَّرِ بَيْنَ السَّماءِ وَالْأَرْضِ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ.[١] همانا در آفرينش آسمانها و زمين، و آمد و شدِ شب و روز، و كشتىها كه در دريا به سود مردم روان مىشوند، و آبى كه خدا از آسمان فرو فرستاد و با آن، زمين را پس از مردگى، زنده كرد و از هر جنبندهاى، در آن پراكنده، و گرداندنِ بادها و ابرِ رام شده ميان آسمان و زمين، نشانههايى است براى مردمى كه خرد را به كار برند.
بديهى است كه اگر ميزان و معيار را «تقيّد» و «عدم تقيّد» لحاظ كنيم، بدان سبب كه روش قرآنى، نه تنها مقيد به شريعت، كه عين شريعت است، روش نقلى به شمار مىآيد.
٣. روش قلبى؛ ابزار اين روش، دل صافى و فطرتِ سليم انسانى است و شامل دو شيوه است: شيوه صوفيانه و شيوه فطرت و بداهت.
طبق روش صوفيانه، عقل، نارسا و پاى استدلال، سخت چوبين و بىتمكين است.[٢] و تنها مجاهدت و رياضت و كسب صفاى باطن، به كشف حقيقت مىانجامد. پرواز دل صافى، انسان را به سوى خدا مىبرد. متكلمان و بزرگانى همچون غزالى، از روش بداهت و فطرت، جانبدارى كردهاند. برابر اين روش، سرشت انسانى و دل آدمى، گواه اين حقيقت است كه جهان را آفريدگارى است دانا و توانا و حكيم. با عنايت به مطالبى كه گفته شد، مىتوان روشهاى خداشناسى را به صورت زير طبقه بندى كرد:
١. روش نقلى (دينى)؛ ٢. روشهاى عقلى: فلسفى، كلامى و قرآنى؛ ٣. روشهاى قلبى:
صوفيانه، فطرت و بداهت.
[١] - بقره، آيه، ١٦٤
[٢] - پاى استدلاليان چوبين بود پاى چوبين، سخت بىتمكين بود.( مثنوى، دفتر يكم، بيت ٢١٢٨)