اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٢٨٠ - خطرخيزترين سقوطگاه آدمى
خداوند در اين جهاناند، شريفاند. ولى، انسان، از آن جهت كه به مستقيمترين وجهى، منعكس كننده حكمت الهى است، اشرفِ همه آفريدگان است و با داشتن آگاهى و آزادىِ عطا شده، مىتواند ذات خداوند را دريابد و از دستور او اطاعت كند و در عين حال، اين آزادى و امكان را نيز دارد كه بتواند از دستور خداوند، سرپيچى كند:
إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن نُطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَبْتَلِيهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِيعاً بَصِيراً. إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِراً وَإِمَّا كَفُوراً.[١] ما آدمى را از نطفهاى آميخته، بيافريديم. او را مىآزماييم و از اين رو، شنوا و بينايش ساختيم. ما راه را به او بنموديم؛ سپاسگزار باشد يا ناسپاس.
آدمى داراى دو طبيعت حيوانى و انسانى است و در اين جهان، همواره به لحاظ مختار بودن و آزادى در عمل، در ميان دو بانگ قرار دارد كه يكى از سوى پيامبران، و ديگرى، از سوى شيطان برخاسته است؛ تا كدام را برگزيند.
|
از جهان، دو بانگ مىآيد به ضدّ |
تا كدامين را تو باشى مُستعِدّ |
|
|
آن يكى، بانگش نشُورِ اتقيا |
و آن يكى، بانگش فريب اشقيا.[٢] |
|
پيامبران الهى از انسان مىخواهند كه بر حيوانيّت خود، صورت انسانى ببخشد، و شيطان مىطلبد تا بر انسانيتش، نقشى حيوانى بزند.[٣] پيامبران مىكوشند تا نفس آدمى را پيرو عقل گردانند؛ امّا شيطان تلاش مىكند تا عقل او را مطيع و تسليم نفسش ببيند، و به گفته مولاناى روم، پيامبران، در جستجوى عيسى، و شيطان، در طلب خرِ عيسى است.
اكنون بايد ديد كه آيا دلبرده بانگِ انبيا و فرستادگان خداست يا مفتون و فريفته بانگِ شيطانِ غرورانگيز است؟ آيا همچنان كه در مثياق ازلى، در لبّيك به نداى «آيا من پروردگار شما نيستم؟» پاسخ مثبت «بلى» را بر زبان آورد، در اين سراى تكليف و مسئوليت- كه بار امانت بر دوش دارد- دعوت پيامبرانش را اجابت مىكند و ايمان مىآورد و در پرتو اين اجابت، به زندگى پاك و نورانى به توحيدِ خداوند، نايل مىگردد، يا
[١] - انسان، آيه ٢- ٣
[٢] - مثنوى، دفتر چهارم، بيت ١٦٢٢- ١٦٢٣.
[٣] - درباره گفتگوى شيطان با فريبْ خوردگان، در روز رستاخيز، ر. ك: آيه ٢١ و ٢٢ سوره ابراهيم