اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٢٥٠ - معاد عرصه ظهور پاداش و كيفر
به گواهىِ خويش و فرشتگان و دانشوران، در قلمرو حكومت خويش بر همه مراتب هستى، به دادگرى ايستاده است:
شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لَا إِلهَ إِلَّا هُوَ وَالْمَلَائِكَةُ وَأُولُوا الْعِلْمِ قَائِماً بِالْقِسْطِ.[١] خداوند گواه است، و فرشتگان و دانشوران نيز، كه خدايى نيست جز او؛ كه به دادگرى ايستاده است.
و بنياد جهان را بر عدالت نهاده است:
الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ بِحُسْبَانٍ. وَالنَّجْمُ وَالشَّجَرُ يَسْجُدَانِ. وَالسَّماءَ رَفَعَهَا وَوَضَعَ الْمِيزَانَ.[٢] خورشيد و ماه، به حساب [معيّنى] در كارند. و بوته و درخت، سجده مىآرند. و آسمان را بر افراشت و ترازو را [در ميان بندگان] بنهاد.
چنانكه پيامبر بزرگوار ٦ فرمود:
بِالْعَدْلِ قامَتِ السَّموتُ وَ الْارْضُ.[٣] آسمانها و زمين، به عدالت برپايند.
بنا بر اين، نپنداريم كه آفرينش، بىروح و بىشعور و بدون عدالت است و انسانها، به خود وانهاده شدهاند:
أَيَحْسَبُ الْإِنسَانُ أَن يُتْرَكَ سُدًى.[٤] آيا آدمى مىپندارد كه آزادش نهند؟
و نپنداريم كه هيچ چشمى، نگران ما نيست و صالح و طالح، نيكوكاران و بدكاران، همگى در درياى خاك فرو مىروند و نابود مىشوند و هيچ چيز از آنها، در هيچ جاى اين جهان، باقى نمىماند. خداى تعالى در ذكرِ مُبارك فرمود:
وَمَا تَكُونُ في شَأْنٍ وَمَا تَتْلُوا مِنْهُ مِنْ قُرْآنٍ وَلَا تَعْمَلُونَ مِنْ عَمَلٍ إِلَّا كُنَّا عَلَيْكُمْ شُهُوداً إِذْ تُفِيضُونَ فِيهِ وَمَا يَعْزُبُ عَن رَبِّكَ مِن مِثْقَالِ ذَرَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي السَّماءِ وَلَا أَصْغَرَ مِن ذلِكَ وَلَا أَكْبَرَ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُبِينٍ.[٥] و [تو] در هيچ حالى و كارى نباشى و از آن (قرآن) هيچ برنخوانى، و [شما مردم] هيچ كارى
[١] - آل عمران، آيه ١٨
[٢] - الرحمن، آيه ٥- ٧
[٣] - الصافى، ص ٥١٦
[٤] - قيامت، آيه ٣٦
[٥] - يونس، آيه ٦١