اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ١٣٨ - زمينههاى شكلگيرى«صحيفه سجاديه»
بدبختى و بداخترى است كه ما (عالمانِ اهل سنّت) تا اكنون، بر اين اثرِ گرانبها و گرانسنگ و گوهرِ بر جاى مانده و جاويدان و پايدار از بر جاى ماندههاى نبوّت و خاندان پيامبر، دست نيافتهايم.[١] من هر گاه اين كتاب را مطالعه كردم و در مفاهيم بلند آن انديشيدم، آن را كتابى يافتم فراتر از كلام مخلوق (آدميان) و فروتر از كلام خالق (آفريدگار).
به راستى كه چه كتاب نيكويى است خداوند، شما را در برابر اين پيشكش عالى، بهترين پاداش را بخشد و به نشر دانش و ارشاد، توفيق دهد. و شما را اين خدمت مىسزد».
(طنطاوى).[٢]
شيخ سبط ابن جوزى در خصاص الأئمة مىگويد: اگر على بن ابى طالب نمىبود، معارف مسلمانان، كامل نمىشد و ژرفاى توحيد را در نمىيافتند؛ زيرا پيامبر گرامى اسلام، جز براى بيان اصول و مبانى اعتقادى و احكام عملى فرصت نيافت. از اينرو، مسلمانان در تبين معارف توحيدى، ريزهخوار سفره دانش امير مؤمنان و شاگردان اويند.
و نيز گفته است كه: «اگر على زين العابدين (ع) و صحيفه او نبود، مسلمانان، شيوه سخن گفتن و رويارويى با خداوند و رازگويى با پروردگار خويش و عرض حاجت به بارگاه ربوبى را نمىدانستند؛ و او بود كه شيوه گفتگو با آفريدگار بزرگ و شكوه بردن در سختىها و گرفتارىها به پيشگاه او را به ما آدميان آموخت. بنا بر اين، اين دوبزرگوار- كه خداى از آنان خشنود باد- نسبت به مسلمانان تا روز رستاخيز، حقّ آموختن وآگاهاندن را دارند».[٣]
[١] - وَ مِنَ الشِّفاءِ الى الآنَ لَمْ نَقِفْ عَلى هذا الْاثَرِ الْقَيِّمِ الْخالِدِ مِنْ مَوارِيثِ الَنُبُوةِ
[٢] - پيك مهر، ص ١١٧. طنطاوى در روستاى عوض اللَّه حجازى، از روستاهاى شرقى مصر، ديده به جهان گشود و مدّتى در جامعه الأزهر، به فراگيرى علوم پرداخت. سپس در مدرسه حكومتى به آموزش پرداخت و پس از پايان تحصيلات، در مدارس مختلف به تدريس پرداخت و در دانشگاه مصر، سخنرانىهاى فراوانى كرد و در نهضت و قيام ملّى كشورش شركت نمود و سپس به عضويت جمعيت« إخوة الإسلاميّه» در آمد.
او داراى آثار و تأليفات فراوانى است كه از همه مشهورتر، تفسير وى بر قرآن مجيد است به نام: الجواهر فى تفسير القرآن الكريم كه به عنوان تفسير الطنطاوى هم شهرت دارد. از ديگر آثار او، نظام العالم و الأمم، ميزان الجواهر؛ عالم الأرواح، نهضته الامة و حياتها؛ جواهر العلوم؛ التّاج المُرصَّع للحكمة و الحكماء را مىتوان نام برد كه همگى به چاپ رسيدهاند. وى در ١٣٥٨ ق، در قاهره چشم از جهان فرو بست
[٣] - الاجازه الكبيرة، ص ٤٥٤