یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٤٥ - تاریخ - آیا طبیعت تاریخ مادی است؟
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٤٤٤
طبقه محکوم است. مذهب توحید مظهر استبداد جامعه است و مظهر قدرت واحد حاکم بر جامعه است، و مذهب شرک مظهر قدرتهای متفرقه.
خلاصه از نظر مارکسیسم، مذهب از آن نظر که یک امر معنوی است و همه امور معنوی خاستگاه مادی دارند، مذهب نیز خاستگاه مادی دارد. دوم اینکه بر خلاف سایر امور معنوی از قبیل فلسفه، اخلاق، هنر که از نظر طبقاتی چند گونهاند و قهراً به مترقی و غیرمترقی تقسیم میشود، مذهب یک شکل بیشتر ندارد و آن اینکه محصول طبقه حاکمه است و نیروی ارتجاعی است و ما مذهب پیشرو نداریم، بر خلاف فلسفه و اخلاق و هنر و غیره که به پیشرو و ارتجاعی تقسیم میشود. از این جهت فقط دولت است که مانند مذهب است. از این رو دولت و مذهب هر دو زاده مالکیت و سرمایه داری هستند. این است که دین و دولت و سرمایه سه همزادند.
نظریه دوم نظریه نیچه است که مذهب را یک پدیده مادی میداند و ماهیت طبقاتی میدهد اما میگوید مذهب اختراع طبقه ضعیف است برای جلوگیری از تکامل، و افسار زدن بر ابَر مردها، بدون تفاوت میان مذهب توحید و مذهب شرک.
نظریه سوم نظریه مسلمانان مارکس زده است. این نظریه اصل اول مارکس را میپذیرد که اقتصاد زیربناست و مذهب روبناست و میپذیرد که طبیعت تاریخ مادی است، اما نمیپذیرد که مذهب (اعم از توحیدی و شرکی) پدیدهای است که تنها وسیله طبقه حاکمه اختراع میشود و خاستگاه آن طبقه حاکمه است و اثرش خدعه و تخدیر و توجیه وضع موجود است، همچنان که نظریه نیچه را نمیپذیرد که خاستگاه آن تنها طبقه ضعفاست و اثرش خدعه و فریب طبقه حاکمه و جلوگیری پیشتازان تکامل و ابرمردهاست، بلکه میگوید تقسیم طبقاتی به استضعافگر و مستضعف همانطور که دو فلسفه و دو اخلاق به وجود میآورد، یکی پیشرو و یکی ارتجاعی، دو مذهب نیز میآفریند. تاریخ همواره دو مذهب را نشان