یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٥ - امر به معروف و نهی از منکر
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٢٦٤
کلافه در هم پیچیده و گرهی را دارد که از جمع شدن رشتههای مختلف پیدا شده، باید با سر انگشت عقل و تدبیر و شَوْر و تفکر اجتماعی آن رشتهها را که علم النفسی و تاریخی و دینی و اعتیادی است از هم جدا کرد و باز کرد. علم و اطلاع یک نفر و دو نفر ممکن نیست که وافی باشد، نه علم و اطلاع یک نفر و یا چند نفر کافی است و نه قوه و قدرت یک یا چند نفر، باید همفکری و همکاری باشد، باید در راه مصالح اجتماعی خیالات رئیسی و مرئوسی و آقایی و شخصیت سازی از بین برود. پس هم از لحاظ شرط علم و هم از لحاظ شرط قدرت، گاهی به اجتماع و تشکل و نظم و انضباط احتیاج است.
٦٩. گفتهاند یکی از مراتب امر به معروف، قلب است که از راه تنفر و انزجار و اعراض پیدا میشود و به قول بعضیها مجازات ملی است: امرنا رسول اللَّه ان نلقی اهل المعاصی بوجوه مکفهرّة. البته این درست است، ولی مقیاس تأثیر را نباید فراموش کرد؛ در بعضی مواقع مفید است و در بعضی مواقع مضر و لااقل بیفایده، گاهی مثل زمان رسول اکرم است درباره سه نفری که خطا و خیانت کرده بودند (رجوع شود به صافی سوره توبه، ذیل آیه ثلثة مخلّف) که به صرف اعراض رسول اکرم همه جامعه اعراض کرد و گاهی این زمینه نیست و بعلاوه [در مورد] افراد فرق میکند، تا چه کسی اعراض کند و در مورد چه کسی اعراض کند، بعضی پدرها و بعضی پسرها هستند که اعراض پدر مفید است و بعضی برعکس. این است معنای تجویز تأثیر.
٧٠. حقیقت این است که نمیدانم از امر به معروف و نهی از منکرهای نشده بیشتر باید متأسف بود و یا از شدهها که خودشان منکر بودند، و علتِ نشدن و فراموش شدن چیست. من بر خلاف آقای آیتی معتقدم که در اینجا باید گفت که:
دواؤک فیک و ما تبصر | و داؤک منک و تستنکر | |