یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٢٥ - فلسفه تاریخ
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٥٢٤
فلسفه این را نمیپذیرد. راسل در زناشویی و اخلاق ص ٩ و ١٣٣ میگوید: غریزه جنسی و غریزه قدرت طلبی همان اندازه اصالت دارد که غریزه اقتصادی. و علم امروز برای اصول فکری انسان فرضاً اصالت و استقلال و ریشه ماوراء الطبیعی قائل نباشد و ریشههایی مادی قائل باشد، تنها به ریشه اقتصادی درباره طرز تفکرات قائل نیست، ریشههای منطقهای، نژادی، خونی، تربیتی وراثتی نیز قائل است و ما در اصول فلسفه استقلال عقل نظری را در اصول اثبات کردهایم و عقل عملی را یک امر متغیر دانستهایم.
رابطه ماشینی مسائل اجتماعی که بعضی اصیل و بعضی وابستهاند (رجوع شود به اواخر کتاب ماتریالیسم تاریخی پ.
رویان)
ولی ممکن است ریشه این مطلب را در جای دیگر جستجو کرد و آن مسئله طبیعت مسائل اقتصادی است [١] بر خلاف طبیعت سایرمسائل، به این معنی که گرچه سایر مسائل از قبیل قانون و فرهنگ و مذهب و هنر و غیره نیز امور غریزی هستند و آنها نیز مانند مسائل اقتصادی جزء احتیاجات بشر است، ولی روی اصل لزوم هماهنگی احتیاجات از یک طرف و وابسته بودن امور اقتصادی به امور خارجی و مادی و لزوم تبعیت آنها از آن عوامل و مجرد بودن سایر مسائل و وابسته نبودن به امور مادی از طرف دیگر، بشر همیشه با تغییر جبری اصول مادی زندگی سایر اصول زندگی خود را با آنها منطبق میکند. اینها از قبیل دو رفیقی هستند که میخواهند همیشه باهم باشند ولی یکی از دو رفیق جبراً به سویی کشیده میشود، رفیق دیگر برای اینکه جدا نماند قدم به قدم او حرکت میکند و وضع خود را با وضع رفیقش منطبق میسازد.
ولی این نظریه از آن جهت غیر قابل قبول است که گرچه فرهنگ و مذهب وابسته به امور خارج از انسان نیست که با تغییر آنها تغییر کند و با ثبات آنها ثابت بماند، ولی آنچنان هم مجرد و آزاد و بیریشه نیست که با هر وضع سازگار باشد، بالاخره با ریشههایی در سرشت روحی و عقلانی و مادی بشر بستگی دارد که از آنها نمیتواند جدا
[١] ر. ک: ورقههای فلسفه تاریخ- موتور اجتماع و موتور تاریخ ص ٥١٢.